تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
رسيد . يكى از برادرزاده‌هاى نواب 4 تصميم گرفت كه تا شاه عبد العظيم مرا بدرقه نمايد . بدرقه هم يكى از رسوم ايرانيان است و وقتى مسافرى از شهر خارج مىشود ، يك و يا چند تن از آشنايان او تا مسافتى با وى مىروند و بعد خداحافظى مىكنند . كاروان ما سبكبال بود و لذا با سرعت راه‌پيمائى مىكرديم و چهار ساعت بعد از ظهر به شاه عبد العظيم كه قبل از ورود به تهران گنبد آن را ديده بودم ، رسيديم . شاه عبد العظيم يكى از اماكن متبركه و هم بست مىباشد . يعنى مقصرين اگر وارد آن مكان مقدس شوند از تعقيب مصون هستند . بعد از ورود به شاه عبد العظيم من مصمم شدم كه نظرى به مكان مقدس آن بيندازم . اگرچه مىدانستم كه اروپائىها حق ورود به آن مكان را ندارند ولى فكر كردم كه تماشاى آن از خارج اشكالى ندارد ، اما هنوز به دروازهء آن مكان مقدس نزديك نشده بودم كه جلوى مرا گرفتند . چون بعضى از دروازه‌هاى تهران را اوايل شب مىبندند ، برادرزاده نواب از من خداحافظى كرد كه قبل از تاريكى به شهر مراجعت نمايد و ما با تأثرى زياد از هم جدا شديم و ديدم كه چشمان آن جوان از گريه مرطوب گرديد و من هم كمتر از او متأثر نبودم . بعد از رفتن وى اندوهى بزرگ بر من مستولى شد ولى بعد خود را تسلى دادم كه به‌طرف جنوب ايران مىروم و نقاط تماشائى كشور را خواهم ديد . 5 روز ديگر از شاه عبد العظيم به‌طرف قم به راه افتاديم . جاده‌اى كه از تهران وصل به قم مىشود يكى از جاده‌هاى بزرگ و شاهراه ايران است و كاروان و مسافر ، زياد در آن رفت‌وآمد مىكند ، ولى اين‌جاده يك سرگذشت شنيدنى دارد كه حاكى از چگونگى جاده‌سازى در ايران و نظريه مردم راجع به اين‌گونه كارهاى عام المنفعه است . وقتى كه از شاه عبد العظيم خارج مىشويم جاده به اندازه يك ميل ، به خط مستقيم به جنوب مىرود و در آنجا مصادف با تپه‌هائى كم‌ارتفاع مىشود . در اين نقطه يك جاده ديگر از جاده مزبور مفروع مىگردد كه به‌قدر سه ربع ميل به طرف مغرب مىرودد و آن‌گاه متوجه جنوب مىشود .