به وسيله آب زلالى كه از تپههاى مجاور مىآمد مشروب مىگرديد .
به اين ترتيب دولت و امين السلطان خواستند كاروانسرادارها را گوشمالى بدهند و به آنها بفهمانند كه در قبال سير تمدن و تجدد نمىتوان مقاومت كرد .
اما بعد از افتتاح جاده جديد ، امين السلطان ديد كه تفاوتى در كسبوكار كاروانسرادارها پيدا نشد و آنها كما فى السابق از مسافرين و چهارپادارها استفاده مىكنند ، زيرا كاروانيان بهجاى اينكه از جاده جديد بهطرف قم بروند ، از جاده قديم مىرفتند و عذرشان اين بود كه جادهء جديد قدرى از جاده قديم دور تر است و مهمانخانههاى آن نه فقط با عادات آنها مناسبت ندارد بلكه خيلى گران نيز مىباشد .
امين السلطان كه از لجاجت و خرافهپرستى كاروانيان كه جاده جديد را گذاشته و از جاده قديم عبورومرور مىكنند به خشم درآمده بود ، محارم و مشاورين خود را احضار مىكند و به آنها مىگويد كه فكر چاره كنند .
مشاورين و محارم در چند جلسه مشورت مىنمايند و ناگهان طرح درخشانى در مغز آنها پيدا مىشود و فكر مىكنند كه با كمك از قواى طبيعت ، مىتوان كه جادهء قديم را از نظر انداخت و مردم را وادار نمود كه از جاده جديد بگذرند .
در نزديكى جاده قديم رودخانهاى جارى بود كه از بين حوض سلطان و پل دلاك مىگذشت و وضع رودخانه نشان مىداد كه اگر آب آن را سوار جاده قديم كنند جادهء قديمى غرق در آب خواهد گرديد و عبور از آن غير ممكن خواهد شد و كاروانيان چاره نخواهند داشت جز اينكه از جادهء جديد بهطرف قم بروند .
اين فكر بديع به سرعت به موقع اجرى گذاشته شد و همينكه آب رودخانه را سوار جاده قديم كردند ، قسمت مهمى از آن جاده غرق در آب گرديد و نيز امواج آب ، چندين ميل مربع از اراضى اطراف جاده را پوشانيد و يك درياچه ، و حتى مىتوان گفت يك دريا ، بر قلمرو حكومت قبله عالم يعنى شاه ، اضافه شد .
اما اين دريا نه به درد كشتىرانى مىخورد و نه ماهى دارد ، زيرا آبهاى آن خيلى شور است و به واسطه كوير بودن اراضى اطراف ، استفاده فلاحتى هم از آن نمىتوان كرد
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٥٢