نصف شب گذشت الاغداران از ترس حرارت آفتاب روز به ما گفتند بهتر آن است كه زودتر حركت كنيم .
اشخاص كمجرئت به ديدن روشنائى شجاعتى پيدا كردند و به او ملامت نمودند كه تو از ترس راه خود را كج كردى و همه را به زحمت انداختى .
آشپز ما به او گفت : چه عيب داشت كه ما شب با روشنائى مهتاب مسافرت مىكرديم و امروز از آفتاب رنج نمىبرديم ؟
چاروادارباشى عصبانى شده و با تغير گفت : « اگر در اين ساعت سرت از تن جدا شده بود با اين شجاعت حرف نمىزدى . »
خلاصه مسافرت كردن در ماه ژويه آن هم در دنبال كاروان الاغ و در بيابان لم يزرع قم كار ديوانگان است . براى اينكه تا اندازهاى از صدمه آفتاب بر كنار باشيم تصميم گرفتيم كه اثاثيه و تفنگها و سه هزار فرانك پول نقره را به ديانت چارواداران و نوكران سپرده و جلوتر برويم و اگر اسبان نايب السلطنه هم در تاختوتاز تلف شوند باكى نيست بايد كارى كرد كه قبل از ساعت هشت به قم برسيم بنابراين با حسين سرباز حركت كرديم .
اول اوت [ 5 رمضان ] - مارسل در هنگام جدا شدن از قلعه برنامه را اينطور معين كرد كه يك ربع ساعت به تاختوتاز پردازيم و پنج دقيقه با قدم راه طى كنيم .
بههرحال ابتدا از درهء سنگلاخى عبور كرديم كه ما بين دو تپه بزرگ واقع بود و هيچ گونه گياهى در آن ديده نمىشد . از جانداران هم به غير از عقرب زياد كه در كنار سنگها پناهنده شده و به صداى سم اسبان دم زهرآگين زرد خود را بلند كرده و با شتاب به زير سنگها فرار مىكردند چيزى نمىديديم . در ساعت پنج از مقابل كاروانسراى خراب بىآبى گذشتيم . بهطورى كه حسين مىگفت از قلعه تا قم نصف راه را طى كرده بوديم .
اسبان با نيرومندى راه مىپيمودند و هنوز عرق نكرده و به نفس زدن نيافتاده بودند ولى معلوم نبود كه بقيه راه را هم بتوانند به اين سرعت طى كنند .
اسبان ايرانى براى راهپيمائى نظير ندارند ، بسيار بردبار هستند و مشقت راه را تحمل مىكنند و مانند اسبان اروپائى سست و بىطاقت نيستند . اسبان ما اكنون خيلى ضعيف
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٤١