مارسل به قطبنما نگاه كرد و به فراست دريافت كه ما بايد بهطرف جنوب شرقى برويم بنابراين به چارواداران امر كرد كه در همان امتداد بروند . پس از يك ساعت راهپيمائى ديوارهاى خراب دهكدهاى از دور نمايان شد ، چاروادارها از ديدن آن خوشحال شده و اطمينان پيدا كردندد كه به منزل رسيدهاند .
من نيز از ديدن اين خرابهها شاد شدم زيرا كه از كشمكش با اسب و خوابيدن روى قلوه سنگها احساس مىكردم كه ستون فقراتم شكسته شده و پاهايم خرد شدهاند .
جراحت پا هم وسعت يافته و درد شدت كرده است و خلاصه آنكه قواى خود را به كلى از دست دادهام :
بالاخره پس از سيزده ساعت راهپيمائى الاغداران محوطهء آوه را به ما نشان دادند . من به خيال افتادم كه زودتر به منزل رسيده در گوشهاى بيافتم ، بنابراين آخرين توانائى خود را به كار انداختم و به اسب ركاب زدم و با مارسل و حسين سرباز به اول قصبه آوه رسيديم . در مدخل قصبه ، پيرمردان ريشقرمز روى سكوى گلى نشسته و كنفرانسى داشتند و براى منزل ، جائى را در خارج از آبادى به ما نشان دادند . اينجا باغ تازهاى بود و درختان آن قابل سايهاندازى نبودند خيال منزل كردن در اين مكان آن هم در وسط آفتاب سوزان ، حزن و يأس فوق العادهاى در من ايجاد كرد . خوشبختانه حسين سرباز به اين پيرمردان گفته بود كه اينها مهندسين فرنگى هستند كه به امر شاه براى تعمير سد ساوه آمدهاند . از شنيدن اين خبر پيرمردان بلند شده و با هيجان و حرارتى از ما پرسشهائى مىكردند . مارسل گفت : فقط ارادهء شاه كافيست تا اين دشت وسيع مشروب گردد .
اين مردم كه تا لحظهء قبل با قياقهء عبوسى به ما نگاه مىكردند اكنون خوشروئى و محبت فوق العادهااى نسبت به ما بروز ميدهند و براى تندرستى ما دعا مىكنند و حتى لباس ما را گرفته و مىبوسند و مىگويند خداوند شما را براى نجات ما فرستاده است .
البته ما در هر پنج نوبت نماز دعا خواهيم كرد كه خداوند بلا را از جان شما دور كند .
بسيار خوشآمديد قدم شما روى چشم همهء ماها باشد ، خواهشمنديم بر ما منت گذارده
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٣٨