نكردم .
ما تصميم گرفتيم كه شب حركت كنيم و من دستور دادم كه قاطرها را حاضر كنند . اما متأسفانه جواب دادند كه سرتيپ قاطرها را به تهران فرستاده است كه بيكار نمانند و كرايهاى بياورند و ممكن است از ساوه قاطر تهيه كرد ، ولى پسفردا ماه رمضان شروع مىشود و قاطرچيان در سه روز اول ماه مبارك مسافرت نمىكنند . بالاخره از عباس قلى خان كسب تكليف كرديم گفت : مفرشها و اسبابهاى عكاسى را بر شترى كه در اينجا هست بار كنيد و بقيه را به بستههاى چهل كيلوگرمى تقسيم كرده بار الاغ كنيد و برويد . شترى كه حاضر بود خيلى پير بود و بيش از سه فرسخ نمىتوانست در روز راه برود . الاغها هم خيلى كوچك و به اندازه سگهاى درشتى بودند ، اما يك خوشبختى داشتيم و آن اين بود كه دو اسب را كه با آنها به سد مىرفتيم نبرده بودند ، ناچار الاغهائى كرايه كرده و سوار بر اسبان شديم و با انارستان خداحافظى كرديم و بهطرف قم روى آورديم سرتيپ مرحمت كرده يك سرباز سوار هم ملتزم ركاب ما نمود .
31 ژويه [ 4 رمضان ] - امشب به من بسيار بد گذشت ، هيچ در خاطر ندارم كه در مسافرتها به اين اندازه متحمل رنج و خستگى شده باشم . الاغها نمىتوانستند با قدم اسبان حركت كنند و ما ناچار بوديم پيوسته توقف كنيم تا برسند . اسبان چهار روز استراحت كرده و داراى نيروئى شده بودند و نگاهداشتن آنها زحمت داشت . طرف نصف شب به واسطه خستگى زياد خواب بر ما غلبه كرد ، وقتى كه چشم باز كردم هوا روشن شده بود و تعجب كردم كه چگونه در اين زمين سنگلاخ افتاده بودم .
ناگهان صداى زنگوله الاغها به گوش رسيد . الاغداران رسيدند و گفتند زودتر سوار شويد ، نبايد تا منزل مسافت زيادى داشته باشيم . من گفتم ديروز شنيدم كه از سد تا آوه هشت ساعت راه بيشتر فاصله نيست . ما تمام شب را راه پيمودهايم و معلوم نيست چه وقت به منزل خواهيم رسيد يكى از الاغداران گفت ما مدتى شب در دنبال شما آمديم و به جستجوى شما پرداختيم و راه را گم كرديم بههرحال بايد رفت البته به جائى خواهيم رسيد .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٣٧