تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
داشتند . 23 ژويه [ 26 شعبان ] - امروز سرتيپ ما را به ديدن شهر سرافراز فرمود . شهر ساوه كرسى ولايتى بوده كه به چهار ناحيه تقسيم مىشده و داراى يكصد و بيست و هشت قصبه و قريه بوده است ، ولى امروز اغلب آنها خراب و خالى از سكنه مانده است در قسمت‌هائى كه به وسيلهء قنات يا رودخانه مزدغان 6 مشروب مىشوند و زمين هم حاصلخيز است پنبه و برنج و گندمهاى بسيار عالى به عمل مىآيد كه به تهران مىبرند . 24 ژويه [ 27 شعبان ] - از وقتى كه ما وارد ساوه شده‌ايم ، عباس قلى خان كاملا سرگرم كار شده و تفتيشاتى مىكند . از عمليات او من به فكر دورهء شاهان هخامنشى افتادم كه با مسافرت من براى تحقيق ابنيه و آثار تاريخى آنها مناسبتى دارد . اگر قرون عديده‌اى گذشته و اگر دوران عظمت و اقتدار ايران باستانى كاملا رو به انحطاط گذارده و صورت افسانه مانندى به خود گرفته است هنوز ترتيب ادارى كشور ايران شباهتى به زمان قديم دارد . 26 ژويه [ 29 شعبان ] - توقف ما در ساوه دو روز طول كشيد . مارسل براى اين‌كه وقت تلف نشود به دهكدهء سبزآباد رفت كه يك فرسخ از سد ساوه فاصله دارد و امر كرد كه مستخدمين اردوى ما را در كلبه‌هاى گلى چند نفر دهقان كه پرستار انارستانى هستند بزنند . اين انارستان تازه ايجاد شده و در پهلوى يكى از شعب رودخانه واقع است و درختان جوان آن هنوز آن اندازه سايه ندارند كه ما را از اشعهء آفتاب محفوظ نگاهدارند . قبل از طلوع آفتاب ما مىرويم در كنار سد و مشغول مطالعه و نقشه‌بردارى مىشويم . 27 ژويه [ 30 شعبان ] - در اينجا حرارت هوا تحمل‌ناپذير است و ما در زندگانى به اشكالاتى برخورده‌ايم . رتيل‌هاى درشت از هر طرف در جست‌وخيز هستند . آذوقه ما هم نزديك به اتمام است . 28 ژويه [ اول رمضان 1298 ] - شب گذشته من خوب خوابيدم اما صبح احساس كردم كه حشره‌اى پايم را گزيده است و چون دردى نداشت به ورم آن اعتنائى