كوتاه براى ايجاد پيوند عميق دوستى و حس رفاقت ميانشان كفايت مىكرد . البته هيچيك از آنان كوچكترين سوءظنى نبرد كه اروپاييم و كمترين تماس با من لباسشان را نجس مىكند و غذا خوردن با من در يك بشقاب گناه كبيرهاى براى آنان است . در نظر ايشان افندى اهل قسطنطنيه و مهمان سفارت عثمانى بودم كه اشتياق مرا واداشته بود تا سفر كنم و اكنون براى ديدن اصفهان و شيراز با عظمت و بهشتآسا مىرفتم . به سرعت با اكثر همراهان دوستى برقرار كردم ، اما در عين حال برخى از سرسختترين شيعيان كاروان در بزرگ كردن اشتباهات مذهبى آدمى مثل من مصرّ بودند . خاصه مردى كفاش ، كه دستار سبز بلند او نشان مىداد از اعقاب على [ ع ] است ، بيشتر به من مىپيچيد . اعضاى ديگر كاروان كه طبعى ملايمتر داشتند در چنين مواقعى سعى مىكردند صحبت را به مسير ديگرى منحرف كنند . با اين همه ديرى نمىگذشت كه رفيق واعظم كمكم موضوع مورد علاقهء خود را گرم مىكرد و عنان را به دست مىگرفت و به گفتار فرحبخش مىپرداخت .
در چهارمين روز سفر ، نخستين منظرهء قم با گنبدهاى سبز رنگش پيش چشم ما نمودار شد . اينجا شهر مقدس زنان ايرانى است ، زيرا مدفن ابدى فاطمه [ معصومه س ] خواهر امام رضا [ ع ] به همراه چهار صد و چهل و چهار پارساى ديگر است . او در آرزوى ديدار برادر از بغداد به مشهد سفر مىكند ، ليكن در سر راه خود در قم بيمار مىشود و رحلت مىنمايد . قم مثل كربلا مكان دلخواه مدفن زنان ايران است كه مىشود جنازهء آنها را از سراسر مناطق ايران به اينجا آورد . اين شهر صيت ديگرى هم دارد كه كمتر غبطهآور است و آن هم مكان امن خطاكارانى است كه از مزيّت بستنشينى آن سود مىجويند .
اگر فرد گناهكار از چنان بختى برخوردار باشد تا از دست جلاد بگريزد و خود را به ميان ديوارهاى مقدس آن برساند از هر نوع مجازات در امان مىماند .
تمام اعضاى كاروان ما مشتاق ديدار قم بودند ، برخى مىخواستند به عنوان زائر توبهكار به زيارت بروند ، تعدادى نيز مايل بودند خريد كنند و به امور شخصى بپردازند .
نرسيدهء به شهر قم ، در اطراف آن مانند ساير مكانهاى زيارتى ، اينجا و آنجا كپههاى كوچك سنگ ديده مىشد كه با دستهاى زائران متدين ، همراه با زمزمهء دعاهاى مقدس
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٢٨