تنها براى وفور هندوانهء خوشطعم قابل توجه است كه براى داشتن سفالينهء متنوع هم معروف است ؛ مخصوصا از رس كوزهگرى اين شهر مقدس نوعى سبوى گردن دراز مىسازند كه ارزش تجارى فوق العاده دارد . همچنانكه در بازار مىگشتم و هرچيزى را با دقت وارسى مىكردم ، تصادفا جلوى دكان رنگرزى ايستادم كه پارچهء موسلين رنگ مىكرد . اين صنعتگر ايرانى پارچهء خامى را جلوى خود پهن كرده بود و باخبرگى و با كمك قالبهاى نقشه ، كه آن را ابتدا در ظرف رنگ آبى فرو مىبرد و بعد قالب را با تمام نيرو بر پارچه فشار مىداد ، به آن نقش مىزد . چون مشاهده كرد به تماشاى كارش مشغولم ، برافروخته ، به من رو كرد و به تصور اينكه فرنگى هستم گفت : « از چنگ پارچههاى پنبهاى شما خلاص خواهيم شد ، به زودى ان شاء الله تمام حيلههاى تجارت شما را ياد مىگيريم ؛ مىدانم وقتى ايرانيها توانستند پارچههاى فرنگستان را نپوشند ، شما به گدايى نزد ما مىآييد . »
در سومين روز ورودمان از قم راه افتاديم و پس از عبور از چندين محل كوچك ، كه چيز ارزشمندى براى ديدن نداشتند و با دو روز سفر خستهكننده به كاشان رسيديم .
پىنوشتها :
( 1 ) - برگرفته از : زندگى و سفرهاى وامبرى « دنبالهء سياحت درويشى دروغين » تأليف ، آرمينوس وامبرى ، ترجمهء محمد حسين آريا ، ( تهران : شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، 1372 ) ، ص ص 85 - 96 .
( 2 ) - زندگى و سفرهاى وامبرى ، همان ، بخشى از مقدمهء مترجم .
( 3 ) - پوشش سر و شامل دستمال ابريشمين بزرگ و راهراه به رنگ زرد . مؤلف
( 4 ) - چول : به اول مضموم ، به معنى بيابان ريگزار و جايى كه آدمى در آن نباشد و كم عبور كند . ( فرهنگ آنندراج )
( 5 ) -
Kerbek
.
( 6 ) - مؤلف كلمه
Saint
به مفهوم مقدس يا مقدسه را آورده است . مترجم