تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بالا آمده بود . در نقاط پراكنده هم درختچه‌هايى به چشم مىخورد كه بالته‌هايى از انواع پارچهء رنگارنگ مزين شده بودند . همه اشتياق دارند تا اثرى از مراتب اخلاص خويشتن را در اطراف اين شهر بر جا نهند ؛ تعدادى مايلند بر كپه‌ها ، سنگ بگذارند و بعضى نيز به نشانهء پارسايى تكه‌اى پارچه مىبندند . گفته مىشود در ايام گذشته رسم ديگرى رايج بوده ، تا مسافران بتوانند اكرام خالصانهء خود را نشان دهند - هر گذرنده‌اى مىتوانست در پوست درختان كنار جاده ناخن فرو كند . من نيز پياده شدم و شرابهء ابريشمينى از كفيه‌ام را بر درختچه‌اى آويزان كردم . چه مجموعهء جالبى از پارچه‌هاى سراسر دنيا در اينجا بود ! اين بوته‌ها نمايشگاهى بودند از بافته‌هاى دستى گران‌قيمت هند و كشمير ، پارچه‌هاى بافت انگلستان و امريكا ، پارچه‌هاى پشمى رويه خوابدار ارزان قيمت و كتان زمخت بافت صحراگردان تركمن و قبايل عرب و طوايف كرد . گهگاه نيز چشم انسان بر شالى نفيس آويخته بر شاخهء درختچه‌اى مىافتاد كه بىترديد حكايت از تقواى شديد زائر گذرنده‌اى مىكرد ؛ شال از دستبرد كاملا مصون است ، كسى جرأت نمىكند به آن دست بزند ، زيرا برداشتن اشيائى كه نشانه ايمان است ، سياهترين نوع دزدى محسوب مىشود . پيش از ورود به شهر مىبايستى از كنار گورستانى با ابعاد فوق العاده ، تقريبا به درازاى دو ميل انگليسى بگذريم . بااين‌حال همسفرانم كه مرا از وسعت آن متعجب ديدند ، اطمينان دادند به لحاظ اندازه با قبرستان كربلا 5 قابل مقايسه نيست . سرانجام به قم رسيديم ؛ كاروان ما در كاروانسرايى در دل بازار بار انداخت . و با خوشحالى فهميدم قرار است دو روز در اينجا استراحت كنيم . به عنوان زائرانى مؤمن هيچ فرصت استراحت به خود نداديم و اندكى بعد از ورود شستشو كرديم و گرد و غبار از لباس زدوديم و به سوى مرقد مطهر رو آورديم . هيچ اروپائى پيش از من داخل اين مكان امن را نديده ، زيرا هيچ قدرتى در روى زمين نمىتواند اجازهء دخول فرنگيها را به دست آورد . سيدهاى فراوانى كه متوليگرى زيارتگاه « نخستين جده » خود را به عهده دارند در
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 229 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها