صحن بيرونى درختكارى شده ، مجتمع مىشوند . بر فراز مركز صحن درونى ، گنبدى طلاكارى ديده مىشود . براى رسيدن به در صحن ، بايد از دروازه پلهء مرمرى گذشت .
زوار در نخستين پله ، كفشها را بيرون مىآورند ، سلاح و چوب دستى آنها را مىگيرند و تا مرمر پاشنهء در را نبوسند اجازهء دخول ندارند . بيننده از شكوه و جلال درون صحن حيرتزده مىشود . مقبره در ميان ضريح محكمى قرار دارد كه از ورق نقره ساخته شده و هميشه فرش گرانبهايى آن را مىپوشاند . لوحههاى محتوى زيارتنامه بر ديوار آويزان است كه زائر يا خود مىخواند ، يا يكى از سيدهايى كه آنجا پرسه مىزند براى او مىخواند . از داخل صحن صداى فرياد و تلاوت و گريه و ناله و درخواست صدقه بلند است . ليكن اين غوغاى فوق العاده مانع آن نمىشود تا شمار فراوانى از زوار ديندار و مخلص پيشانى خود را بر ميلههاى سرد ضريح نگذارند و به مقبره خيره نشوند و زير لب آهسته دعا نخوانند . من خاصه نتوانستم از تحسين اشياى گرانبها و ارزشمندى كه مزين به مرواريد و الماس و سلاحهاى طلاكوب بود و بر سر مقبرهء حضرت 6 فاطمه [ س ] به عنوان هديهء نذرى نهاده شده ، خوددارى كنم . البسهء بغدادى كه بر تن داشتم سبب مىشد تا بعضى از شيعيان متعصب نگاههاى تند بر من بيندازند ليكن به يمن لطف همراهانم هيچ ناراحتى متوجهم نشد . زوار غالبا از مدفن فاطمه به ديدن مقابر برخى از اكابر دنيوى مىروند . من نيز در پى رفقايم بر سر مدفن فتحعلى شاه و دو پسرش ، كه به اين يا آن دليل مخصوصا مورد توجه مؤمنان است رفتم ، سنگ او از خالصترين نوع مرمر سفيد است كه تصاوير آنها را با هنرمندى از همين سنگ به نحو برجسته حك كردهاند .
پس از پايان اعمال اخروى احساس آزادى كرديم تا به شهر بازگرديم و ديدنيهاى جالب آن را تماشا كنيم .
اينجا نيز مانند هر جاى ديگر اولين مكان بازديد همان بازار است . درست در فصل ثمر ميوه بوديم و تمام بازار پر از هندوانه بود كه در همهء ايران مقبول همگان است . در طول پاييز هندوانه تقريبا غذاى انحصارى بخشى از مردم ايران بهشمار مىرود و از آب هندوانه اكثرا به عنوان داشتن خاصيت طبى براى بيمارى استفاده مىكنند . بازار قم نه
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٣٠