2 - شهر قم در دورهء ناصرى از نگاه آرمينوس وامبرى خاورشناس مجارى 1
سپتامبر 1862 ( ربيع الثانى 1279 )
آرمينوس وامبرى خاورشناس پرآوازهء مجارى ، سالها در شهر قسطنطنيه اقامت كرد و در تحقق آرزوى خود براى سفر به ايران و خاصه به تركستان بدون تغيير مذهب ، به آموختن شريعت اسلام و زبان فارسى و تركى خاورى پرداخت . آنگاه به سوى ايران رهسپار شد و با سفر به خوى و تبريز و زنجان و قزوين ، در لباس درويشى ، و اقامت در اين شهرها و توصيف دلچسب وقايع به تهران رسيد ، مدتى بعد با هيئت مبدل درويش بغدادى به قم ، كاشان ، اصفهان و شيراز رفت و پس از اقامت سه ماهه در اين شهرها و بيان حوادث و وقايع آنجا به نحو مطلوب و شيرين به تهران بازگشت . 2
ذيلا مشاهدات وى را از مسير تهران ، شاه عبد العظيم تا قم به نظر مطالعهكنندگان ارجمند ، مىرساند :
[ دوم سپتامبر 1862 ( 1279 ه . ق ) ]
در لباس قلندران سنى بغدادى در حالىكه انتارى ( جامه عربى ) تا قوزك پايم مىرسيد و رشتهء قرمزرنگى به كمر و ماشلاق ( كت نفوذناپذير در برابر آب ) راهراه سياهى بر دوش داشتم و كفيهء 3 تميزى ، كه هم مفيد فايده بود و هم پرنقشونگار ، بر سر بسته بودم ، روز دوم سپتامبر 1862 / يازدهم شهريور سال 1241 ش . از دروازهء شاه عبد العظيم تهران را ترك كردم ؛ چون برحسب معمول با غروب آفتاب دروازههاى تهران را مىبندند ، براى كاروان كوچك ما ، كاروانسرايى در خارج از شهر به عنوان ميعادگاه معين شده بود . در اينجا اعضاى كاروان براى اولينبار با يكديگر آشنا شدند .
كاروان ما مشتمل بر قريب سى قاطر باربر ، چندتايى سوار و تعدادى ملا و تاجر و اهل صنعت و زوار برگشته از مشهد و من ناچيز مىشد . دو ساعت از نيمه شب گذشته بود كه راه عريض منتهى به شاه عبد العظيم را ، مكان فوق العاده با حرمتى كه مردم تهران به زيارت آن مىروند ، در پيش گرفتيم . در خلال اقامتم در تهران بارها به آنجا رفته بودم .
شاه عبد العظيم در اثناى روز ، خاصه بعد از ظهرها ، پر از جنبوجوش و سروصدا