روستا و آبادى و در ميان آنها گنبد طلايى حضرت عبد العظيم و در وسط جلگهء دورنماى تهران ديده مىشد . و اين جلگه در شمالىترين نقطه به كوههاى پربرف البرز منتهى مىگشت .
مشاهدهء دورنماى شهر تهران كه براى ما در كشور غريب ايران ، وطن دوم شده بود ، نيروى تازهاى به بدن خسته و فرسودهءمان بخشيد و مهميزها را محكم به پهلوى اسبها زده و به تاخت به سوى تهران حركت كرديم ، غروب آفتاب نزديك بود ، و اگر شتاب نمىكرديم ، پشت دروازههاى شهركه به علت وحشت از حملهء تركمنها زودتر از موقع مقرر بسته مىشد ، مىمانديم و ناچار مىبايست در روى پل دروازه مىخوابيديم ، از اين رو بر سرعت خود افزوديم . شهر نزديك و باز هم نزديكتر مىشد . و سرانجام در لحظات آخر به « دروازهنو » رسيديم و وارد شهر شديم و بلافاصله دروازه پشتسر ما بسته شد .
پىنوشتها :
( 1 ) - برگرفته از : دكتر هينريش بروگش ، سفرى به دربار سلطان صاحبقران ، ترجمهء مهندس كردبچه ، ( تهران :
مؤسسه اطلاعات ، چاپ دوم ، 1368 ) ص ص 537 - 542 .
( 2 ) - همان مقدمه .
( 3 ) - پازنگان يا پاسنگان كه ادوارد براون آنجا را پسنگان نام برده روستايى است در حوالى قم با عرض جغرافيائى 34 درجه و 27 دقيقه و طول جغرافيائى 51 درجه و 2 دقيقه و ارتفاع آن 935 متر از سطح دريا است . دكتر محمد حسين پاپلى يزدى ، فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور ( تهران : بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ، 1367 ) ص 122 .
( 4 ) - طهماسب ميرزا مؤيد الدوله پسر دوم محمد على ميرزا دولتشاه ، پسر اكبر فتحعلى شاه قاجار و داماد عباس ميرزا نايب السلطنه بوده است كه پس از عزل در سال 1275 ، در اين زمان ( يعنى زمانى كه بروگش او را ديده است ، سال 1277 ) براى بار دوم به حكومت فارس منصوب شده بود و چنين بهنظر مىرسد كه هنگامى كه بروگش او را ديده زمانى بوده كه او جهت حكومت به فارس مىرفته است . ر . ك . مهدى بامداد ، همان ، ج 2 ، ص ص 195 - 200 .