تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
تازه‌ساز آنجا كه از بناهاى امين السلطان بود رفته دوربين خواست و به تماشاى درياچه و پرندگان آبى پرداخت . پس از مدتى دقت چشم از دوربين برداشته گفت : روى دريا مرغان آبى از قبيل قو و مرغ سقا و پاخلان و غاز و انواع اردك فراوان است ولى چون بايد زودتر خود را به قم برسانيم فردا حركت خواهيم كرد و ان شاء الله در مراجعت با فرصت كامل چند روزى به شكار خواهيم پرداخت . » فردا كوشك نصرت هنگام پياده شدن چند تن از افراد هداوند چهار آهو كه با تازى گرفته بودند به تقديم آوردند . شاه آنان را مورد مرحمت قرار داده از وضعشان جويا شد ، آن‌گاه رو به ميرشكار كرده گفت : در بازگشت بايد روزى ترتيب شكار آهو بدهى كه هم خود و هم شكارچيان دست و پنجه‌اى نرم كنيم و كل آهوهاى ممتاز بزنيم . ميرشكار عرض كرد آنقدر آهو در اين صحرا ديده‌ام كه از حساب بيرون است و ميان آنها كل آهوهاى تحفه بسيار يافت مىشود . بعد از ناهار شاه با چند تن از دلدادگان شكار كوه به يكى از شكارگاههاى معتبر كوشك نصرت رفتند . شاه بدوا به ماهرخ 4 يكدسته شكار رفته دو قوچ كهنه عالى از آن دسته زد آن‌گاه با قوش‌ها چند قطعه كبك و تيهو گرفته و تعدادى هم با تفنگ زدند . شاه را به شكار با قوش و مخصوصا طرلان ميل فراوان بود . همه ساله حكام استرآباد و خطه مازندران چند طرلان 5 ممتاز برايش مىفرستادند و قوشبانها نيز هنگام گدار در جاجرود با دام مىگرفتند . بعضى از خواص از قبيل علاء الدوله ، امير خان سردار ، محمد ابراهيم خان ( معروف به چرتى و متخلص به خلوتى كه ديوانش نيز به چاپ رسيده ) و پدرم قوشباز بودند . شاه به هريك از آنان يك طرلان براى تربيت و به اصطلاح رساندن مىسپرد . طرلان سپردهء به پدرم شاه‌پسند نام داشت و در اين سفر همه‌جا همراه بود و هنرنمائى مىكرد . عصرگاه كه كنار راه در انتظار بازگشت شاه از كوه با چند تن از مأنوسان سيگاركشان قدم مىزديم و از هر در سخن مىگفتيم ، ناگاه كالسكه‌هاى حرمخانه نمايان شد و چون از برابرمان مىگذشتند يكى از آنها ايستاد و از درونش بانوئى به اشاره مرا پيش خواند .