تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
چادرهاى سواران مهديه و منصور اندكى دور تر حلقه‌وار و اردوى دو فوج سرباز يكى به راست و ديگرى به چپ آن برپا مىگشت . در يك قسمت نيز اردو بازار تشكيل مىيافت . بدين ترتيب كه كاسبها دو رديف چادرهاى بزرگ و كوچك و به فاصلهء چند متر رودررو برپا مىساختند و در آنها بساط كسب مىگستردند . چند چادر مخصوص كبابى و چلوكبابى ، كله‌پاچه‌اى ، آبگوشتى و چلوخورشى و غيره بود . دو چادر بزرگ به قهوه‌خانهء عمومى اختصاص داشت و چادرهاى ديگر از آن بقال ، عطار ، علاف و سيگار و توتون فروش بود . اردو بازار در تمام سفرهاى شاه حتى در جاجرود تشكيل مىشد و در مواقعى كه حرمخانه همراه بود چادرهاى خرازى و بزازى به آن افزوده مىگشت . هنگام ناهار و شام از هر سو گروه‌گروه به چادرهاى طباخى رومىآوردند و پس از آن در قهوه‌خانه‌ها ازدحامى تماشائى مىشد . اغلب نقالى نيز در اردو بود كه شبها با آدابى خاص از شاهنامه داستان مىسرود و اهل اردو در ضمن نوشيدن چاى و كشيدن قليان از شنيدن سرگذشت دليران عهد باستان لذتها مىبردند و به داستان‌سرا انعامها مىدادند . * * * بامدادان كاروان از كهريزك آهنگ حسن‌آباد كرد . آنجا اردو را كنار سياه‌آب به طول نيم فرسنگ پل بيشتر برپا ساخته بودند . پس از ورود چون غاز و اردك بسيار در سياه‌آب بود به امر شاه دستور اطراق دوشبه داده شد . آن شب به سخنهاى مناسب و كشيدن نقشه شكار فردا گذشت . روز ديگر بنا به ارادهء شاه قرار شد نخست به صيد با طيور شكارى و بعد با تفنگ پردازند . با قوشهاى شاهى چند اردك گرفته شد و شاهزاده مسرور السلطنه با چرخ غازگير پدرم دو غاز گرفت كه به راستى تماشائى بود و مورد تحسين و انعام شاه واقع گرديد . سپس شاه تفنگ خواسته در طول سياه‌آب به شكار پرداخت و به ديگران نيز اجازه تيراندازى داد . صداى تير از هر سو برخاست و غاز و اردك بود كه از آسمان به زير مىآمد . روز بعد از حسن‌آباد سوى علىآباد رهسپار شديم . پس از ورود شاه به ايوان عمارت