تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
سفر عبارت بودند از برادرش ميرزا محمد خان حشمت الممالك - ميرزا عبد الحسين خان شمس الشعرا - شاهزاده جهانگير ميرزا دائى مادرم ، شاهزاده يد الله ميرزا دائى ديگرش - شاهزادهء مسرور ميرزا و مشكور ميرزا پسران شاهزاده تيمور ميرزا ، على نقى خان و چند تن قوشبان و تفنگدار و غيره . ترتيب حركت چنين بود : ناصر الدين شاه سوار بر اسب صحبت كنان و دوربين كشان پيشاپيش مىراند . گروهى از خواص بطور نيم‌دايره از عقبش روان بودند و ديگران در صفهاى سه تا چهار نفرى از پى آنان مىراندند . كاروان بر روى هم از قريب چهار هزار و پانصد تن تشكيل شده بود و در طول متجاوز از يك فرسنگ گردكنان به سوى قم پيش مىرفت . كالسكه‌ها از عقب همه تقريبا خالى روان بودند مگر كالسكهء شاه كه به اندك فاصله‌اى به دنبال او مىآمد . شاه اغلب پس از دو سه ساعت سوارى و مخصوصا بعد از ناهار ساعتى با كالسكه به راه ادامه مىداد . مقارن عصر به منزل اول كه كهريزك بود رسيديم . قبل از پياده شدن شاه و آن عده از همراهان كه با شكار و تفنگشان سروكار بود در صحرا از پى صيد به تكاپو آمدند . باقرقره 3 نسبتا فراوان بود . شاه دو يا سه‌بار در تاخت به گله‌هاى باقرقره تيراندازى كرد و چند قطعه زد . ديگران نيز پس از او به شيرينكارى پرداختند و براى باقرقره‌هائى كه جفت مىپريدند تاخت كرده هردو را با تير و پس تير از آسمان به زير مىآوردند . شامگاهان همه به اردوگاه بازگشتند و پس از شستن دست‌ورو ، از گرد راه در چادرها به نوشيدن چاى و صحبت و بذله‌گوئى گرد يكديگر نشستند . بيان كيفيت زندگى در اردو آن هم در چنان اردوئى و تشريح حال و لطف محافلى كه در هر گوشه و كنار آن تشكيل مىيافت به اختصار و محال و به تفصيل موجب تطويل است پس تجسم آن را در عالم تصور به ذوق سليم خوانندگان وامىگذارم و به‌طور ايجاز به شرح چگونگى تشكيل اردو مىپردازم . خيمه‌هاى رجال در وسط اردوگاه و سراپردهء شاه بالادست آنها افراشته مىشد .