كرديم .
تا عصر را در مهمانخانه بسر برديم ، تا غروب در مهمانخانه بوديم ، تا وقت موزيكان ، چاى ، عصرانه خورديم ، نماز خوانديم ، صبح كه آمديم از توى شهر از پل گذشتيم ، راه دور بود ، عصر كه برگشتيم سوار كالسكه شديم ، همهجاز از كنار رودخانه آمديم تا در اندرون ، آب رودخانه خيلى زياد است ، ترسيديم با كالسكه بزنيم ، از كالسكه بيرون آمده سوار اسب شديم ، زديم به رودخانه ، از در اندرون غروبى وارد شديم .
عزيز السلطان ما شاء الله بازى مىكرد ، مس زيادى امروز خريده است ، مسهاش را جابجا مىكرد ، ده تومان هم پول مسهاش را از ما گرفت ، ساعت آغا على خواجه را هم با بند طلا ، امروز صبح عزيز السلطان خريده است ، توى بغلش گذاشته است ، صد و پنجاه تومان پولش را از ما گرفت .
وقتى ما وارد شديم هنوز صحن قورق بود ، رفتيم زيارت ، همهء حرم رفته بودند .
انيس الدوله و شمس الدوله چسبيده بودند بيرون نمىآمدند ، به هزار معركه و فحش 75 و اوضاع آنها را تپانديم 76 توى اندرون ، خودمان هم زيارت كرديم .
بعد آمديم اندرون ، رفتيم پشتبام ، قدرى تماشا كرديم ، بعد آمديم پايين ، رفتيم پشت صحن ، در را قدرى باز كرديم ، از لاى در تماشا كرديم ، شيرازى كوچكه و فخر الدوله و ليلا خانم هم از لاى در تماشا مىكردند ، آغا محمد خان هم بود ، جمعيت زيادى بود ، مردم مىآمدند ، مىرفتند ، قال مقال بود ، گاهى آغا محمد خان را مىفرستاديم مىرفت توى صحن راه مىرفت . عزيز السلطان هم توى صحن راه مىرفت ، قدرى تماشا كرده برگشتيم ، آمديم اطاق ، امشب باد خيلى تند شديدى مىوزد ، از همهء ولايات تلگراف آمد كه تمام ولايات ايران ، اين بارانى كه اينجا آمد ، آمده است ، همهجا ، بدون استثنا باريده است ، تهران هم دو روز و يك شب باريده است .
امروز از مهمانخانه دوربين انداختم طرف تهران ، كوه البرز و دماوند و دارآباد و ورجين همه خيلى خوب پيداست ، از باران ديروز برف زيادى هم به كوههاى البرز و غيره زده است كه الى پس قلعه برف زده است ، الان در شميران يقين گل بيدمشك و
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١١٥