خلاصه هرطور بود پياده و سواره و با كالسكه مىرانديم و مىرفتيم تا رسيديم به پلى كه از آنجا كالسكه نمىرفت . از توى شهر تا اين امامزاده على بن جعفر بسيار راه نزديك خوبى است ، بىجهت اينقدر راه خودمان را دور كرديم .
از كالسكه پياده شديم ، گفتيم پل را هم خراب كنند و راه را درست كرده كالسكه را بياورند كه مراجعت از توى شهر برويم ، خودمان هم رسيديم به امامزاده . دو ساعت تمام اين راه طول كشيد ، كه از دور شهر تا اينجا آمديم . هوا هم گاهى مىباريد گاهى مىايستاد . هواى رطوبتى بدى بود ، جمعيت زيادى هم دور امامزاده جمع شده بودند كه نمىشد راه رفت .
وارد امامزاده شديم ، امامزاده كوچكى است ، جلو او را به قدر يك محوطه ديوار كشيدهاند ، در ايوان جلو امامزاده كاشيهاى معرق بسيار خوبى از سى و پنج سال پيش از اين ساخته و توى ايوان كار كردهاند . توى امامزاده كاشىهاى قديم دارد كه ششصد سال است ساختهاند ، روى قبر هم تمام از آن كاشيهاى كهنه است ، اين كاشيها تازگى 72 كه دارد ، بواسطهء همان كهنگى آنها است و الا چندان تعريفى ندارد ، حالا هم اگر وقت كنند مىتوانند به همانطور كاشى بسازند .
خلاصه بعد از قدرى تأمل بيرون آمديم .
كالسكه را هم آورده بودند ، سوار كالسكه شده از دروازه كاشان وارد شهر شديم ، اما چه دروازه ، اسمى از دروازه است ، تمام خراب و در چيزى ندارد . اوايل شهر تمام كوچه و بازار و خانههاى خراب ديديم . طاق بازارها تمام خراب و هيچ مسكون نيست ، مگر تكتك آدمى در دكانهاى آن بازارها ديده مىشد . راه كالسكه اگرچه خوب نبود و بد مىآمد ، اما الحمد لله كه از توى شهر آمديم و لابد ما بايد دوباره برمىگشتيم و از همان راه بد كه آمده بوديم مىآمديم منزل . از بازارهاى خراب غيرمسكون گذشته رسيديم به بازارهاى مسكون معمور 73 آباد . بسيار بازارهاى خوبى [ است ] ، از اين طرف ، از آن طرف هى بازار است ، چهار سو دارد ، جمعيت زيادى دارد ، كاروانسرا ، تيمچههاى خوب دارد ، از توى همين بازارهاى معمور رانديم تا رسيديم به در صحن جديد كه
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١١٣