تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
شب بد خوابيدم ، اينجا نمىشود خوابيد . الى صبح باريد . گاهى مىايستاد ، گاهى مىباريد . لكن وقت اذان صبح بسياربسيار پرزور باريد . سارى 70 اصلان ، كشيكچىباشى ، در كشيك بودند ، آنها را خواستم ، گفتم برويد امين السلطان را بيدار بكنيد . آدم بفرستيد ، مردم را از لب رودخانه و سيلاب حركت بدهند ، مبادا سيل بيايد . ابابيل سياه اينجا بسيار است ، دور گنبد مىپرند . ظهير الدوله هم رفت شهر براى آمدن ايلچى .

روز سه‌شنبه 27 [ رجب ]

روز مبعث است ، صبح كه برخاستيم كم‌كم هوا باز شد ، باران ايستاد ، رخت پوشيد [ ه ] رفتيم روى مهتابى ، آب رودخانه خيلى زياد و گل شده است ، قدرى هوا آفتاب شد ، باز ابر شد ، تا عصر همين‌طور بود ، گاهى آفتاب بود ، گاهى ابر بود ، درست باز نشد ، بعد رفتيم صحن زيارت كرديم ، رفتيم سر قبر شاه عباس ثانى ، فرشهاى كهنه قديمى دارد ، قاليهاى ابريشمى است كه حالا همين قالى كهنه‌ها را پنج هزار تومان مىخرند . بعد از در صحن امين السلطان بيرون رفتيم ، بواسطهء گل زمين سوار اسب شديم ، اما از بس مردم دادوفرياد مىكردند ، اسب بازى مىكرد ، احتياط داشت ، پياده شده رفتيم خانهء اعتضاد الدوله ، همان‌جائى كه پريروز رفته بوديم ، توى اطاق نشستيم ، امين السلطان و همهء پيشخدمتها بودند . ناهار گرم را همانجا خورديم . بعد از ناهار كاغذ زياد جمع شده بود . نشستيم ، با امين السلطان كاغذخوانى كرديم . خبر كرده بودم كه برويم امام‌زاده على بن جعفر 71 زيارت كنيم ، يك راه خيلى نزديكى دارد كه از توى بازار راست مىرود ، از در دروازهء كاشان بيرون مىرود . همانجا امام‌زادهء على بن جعفر است ، نمىدانستم كالسكه از اين راه مىرود ، گفتم از بيرون شهر راه كالسكه ساخته بودند كه دور شهر مىگشت . بعد از كاغذخوانى خواستيم برويم كالسكه حاضر نبود ، سوار اسب پيشكشى آغا محمد خان شديم ، آمديم توى صحن كه كالسكه حاضر بشود ، باز مردم قال‌مقال مىكردند ، اسب بازى مىكرد . يك دفعه بلند شد ، كم
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 111 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها