تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
نظام كاشى ، يك پل اينجا و يك پل روى رودخانهء شور ساخته بود . هر دو پل را آب برد ، دوباره از نو پول دادم آقا باقر اين پلها را بسته است . قدرى زير پل را تماشا كرديم . پياده از روى پل گذاشتيم . از آن طرف هم رفتيم زير پل ، خيلى پل محكم خوبى است ، همه را با سنگ و آجر و گچ و آهك ساخته است ، هفت هشت چشمه دارد . آب رودخانه ساوه خيلى زياد است . وقتى رودخانهء جاجرود زياد مىشود با حالا كه آب اين‌رودخانه كم است ، باز نصف اين‌رودخانه آب ندارد . مىگويند خيلى زياد مىشود . خلاصه سوار كالسكه شده ، رانديم رانديم . اين صحراها اغلب كوير است ، گاهى هم زمين سخت و ريگ مىشود . اگر باران بيايد ، خيلى گل مىشود . بايد حكما راه را سنگ‌فرش كنند ، قدرى كه رانديم طرف دست راست چند تا چادر ايلات بود ، چرتى دم كالسكه بود ، گفتيم برو ببين اينها چه ايل هستند ، اسب تاخت رفت‌وآمد ، گفت شاهسون هستند ، گفتم برو ببين چه طايفه هستند ، رفت و ديگر نيامد . رانديم ، سر راه بلندى بود ، طرف دست چپ راه بالاى تپه آفتاب‌گردان زدند ، افتاديم به ناهار ، عزيز السلطان هم بود ، خدمت مىكرد . ناهار مىچيد . در اين بين ديديم يك كالسكه از قم آمد ، ديديم بله ، اعتضاد الدوله است ، حاكم قم آمده است استقبال ، با پسرش سپهسالار . اين سپهسالار جوان بسيار خوب خوشگلى است ، هيچ دخلى به محمد ميرزا و عباس ميرزا ندارد ، بسياربسيار جوان آراستهء خوبى است . در حقيقت اصل شاهزاده است ، سپهسالار به خاك افتاد ، اعتضاد الدوله هم همان اعتضاد الدوله است ، سبيلهايش را چخماقى 53 كرده بود . امين السلطان و همهء پيشخدمتها بودند ، محمد على خان ، خازن الملك ، چرتى زمين خورده كتش دررفته است ، نگو وقتى كه ما چرتى را فرستاديم ببيند شاهسونها چه طايفه‌اى هستند ، اسب پرزور تاخته است و سر تاخت پرزور زمين خورده است ، كلاهش افتاده است ، يك‌طرف كتش 54 هم دررفته است ، گريه مىكرده است . كالسكهء اعتضاد الدوله را گرفتيم ، چرتى را نشانديم ، با محمد على خان فرستاديم بروند شهر قم ، كتش را معالجه كنند . اين زمين كه ما به ناهار افتاديم ريگهاى خيلى قشنگ دارد ، مثل ريگهاى لب درياى