مىخواند ، زيندارباشى بود ، محقق را هم قبل از اينكه به كوشك نصرت برسيم ديدم .
معلوم شد در اردو بوده و از عقب مىآمده است . امروز او را ديدم ، ناهار خورده ، بعد از ناهار سوار كالسكه شده ، باز از خيابان رانديم ، هى رانديم ، هى رانديم تا رسيديم به كلتپه 51 كه اين طرف و آن طرف جاده تپه ماهور مىشود . از كوشك نصرت تا كلتپه كه اين خيابان دراز و اطرافش صحراست ، چهار ساعت تمام راه بود كه با كالسكه آمديم ، به كلتپه كه رسيديم جاده باز صاف و تقسيم است ، ولى اطراف جاده تپه ماهور است .
قدرى كه رانديم باز اطراف جاده جلگه شد . جلگه صاف بزرگى بود ، از آنجا هم كه گذشتيم باز اطراف جاده تپه ماهور است ولى راه صاف و تقسيم است ، اينجا توى اين تپه ماهورها امين السلطان قناتى درآورده كه نيم فرسنگ آب صاف بسيار خوبى دارد ، يك جام آب از آن قنات خورديم ، خيلى سرد بود ، ناهارگاه حرم را هم اينجا زده بودند . از اينجا تا منزل يك فرسنگ راه است . رانديم ، قدرى كه رانديم جلگهء قم پيدا شد و از اينجا راه سرازير مىشود و آخر اين تپه ماهورها منظريه است ، اين منظريه يك قنات دارد كه از توى قنات تمام سنگ [ آب ] بيرون مىآيد و امين السلطان به زحمت زياد اين قنات را كنده و يك چهار يك آب دارد .
سر قنات مردم و جمعيت زيادى براى آب جمع شده بودند و طورى آب مىبردند كه به كلى قنات خشك و آب نمىآمد . چهار ساعت و نيم به غروب مانده وارد منزل شديم .
منظريه مشتمل است به يك كاروانسراى بسياربسيار بزرگ خيلى عالى كه امين السلطان ساخته و در تمام ايران يك همچو كاروانسرا ديده نشده است . خيلى جاى ممتاز عالى است . يك مهمانخانه هم دارد ، ولى چندان وضعيت ندارد . سراپرده و حرمخانه را جلو و اطراف مهمانخانه زده بودند كه مهمانخانه هم جزء سراپرده افتاده است . به همان خانه كه امروز هيچ آب نمىآمد راحت كرده ، با امين خلوت كاغذ زيادى خوانديم و جواب نوشتيم . بعد قدرى خوابيدم و برخاستم ، باز با امين السلطان و امين خلوت كاغذ زيادى خوانديم و جواب نوشتيم .
هواى اينجا خيلىخيلى گرم است . شب را هم مردانه شام خورديم . اعتماد السلطنه
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٩٩