تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
در اينجا قشلاق مىكنند . بسيار قشلاق خوب ممتازى است ، تمام اين كوهها زينه 49 و چشمه‌هاى زياد دارد كه به هر جاى اين كوه كه چاه بكنند ، آب زياد خوشگوار خوبى بيرون مىآيد . مثل همين علىآباد و كوشك نصرت كه چند چاه كنده و الان هركدام مبلغى آب خوب دارد . بسيار كوههاى خوبى است شكار كوه هم از قبيل بز و تكه ، تيهو ، كبك دارد ، بخصوص در زمستان كه خيلى زياد دارد و شكارگاه خوبى است . سنگهاى خوب قرمز و كبود و سبز و همه نوعى اين كوهها دارد ، سنگهاى نجيبى دارد كه اگر يك نفر معدنچى قابل بيايد و در اين كوهها گردش كند ، سنگهاى خوب پيدا مىكند . خلاصه توى كوشك نصرت قدرى گردش كرده ، بيرون آمده ، از خيابان راست طولانى سوار كالسكه شده رانديم . دست راست طرف صحرا كوههاى كوچك‌كوچك سياه ، اما از خيلى دور واقع است ، يك كوه ميان آنها بزرگتر است ، اسم آن كوه بزرگتر باباغارى است . مىگويند كه امام‌زاده در آن كوه واقع است ، به اين جهت باباغارى مىگويند . از طرف دست راست ، ميان مغرب و جنوب ، يك كوه برفى بزرگ از دور پيدا بود ، اسم آن كوه هندش است كه طرف ساوه واقع است . دو كوه مخروطى شكل قرينه همديگر ، كمى برف داشت ، از روبرو پيدا بود . اسم آن كوهها « راه‌جرد » يا « راه‌گرد » است . باز يك كوه ممتد بزرگى پر از برف روبرو از خيلى دور پيدا بود ، پرسيديم عرض كردند ، كوهها جاسب و اردهال است كه اين دو جا از ييلاقات قم است و مىگويند بسيار ييلاق خوبى است ، از خيابان دراز هى رانديم و هرچه مىرانديم ممكن نبود كه به آخر برسيم قدرى كه رانديم قدرى از شترهاى كلائى كه اينجا بودند جمع كرده آورده بودند سر راه تماشا كنيم . رسيديم به شترها ، كالسكه را نگاه داشتيم ، امين السلطان بود ، شترها تمام زائيده بودند ، خيلى تماشا داشت ، آنها را تماشا كرده ، بعد رانديم به وسط خيابان كه رسيديم طرف چپ جاده كه صحراى بسيار صافى است و سنگهاى رنگى ديگر قرمز و درى 50 كه اگر بتراشند ، چيزهاى خوب درمىآيد و بسيار صحراى يك دست صافى است ، به ناهار افتاديم ، آفتابگردان زدند . عزيز السلطان هم از عقب رسيد ، پياده شد بازى مىكرد ، راه مىرفت . ناهار خورديم ، اعتماد السلطنه بود ، كتاب روزنامه خوبى داشت ،