درختها اغلب با شكوفه ، بىشكوفه ، بسيار خوب جائى است ، عزيز السلطان هم با ما راه مىرفت ، ولى خيلى خسته بود ، طورىكه جرش گرفته بود ، بعد آمديم مهمانخانه . عجب جائى است . حوض بسيار بزرگى دارد ، تمام زمين اينجا را از سنگهاى يك تخته سه ذرعى ، چهار ذرعى فرش كردهاند . خود اين علىآباد معدن سنگى دارد ، كه به هر اندازه الى ده ذرع 45 سنگ بخواهند از آن معدن بيرون مىآورند مىتراشند . هزاره ، پله ، ديوار ، حتى طاقهاى اطاق و ايوانهاى مهمانخانه از سنگ بود ، پلهاى روى نهرها و ميزهاى بسيار بزرگ از سنگ تراشيده ساخته بودند . بسياربسيار جاى باصفائى است ، گلهاى خوب توى صحن مهمانخانه كاشته بودند . امين السلطان كه صبح پيشآمده بود اينجا ديده شد .
پول و شال پيشكش گذارده بودند ، توى اطاقها گردش كرديم . نصر الله خان تلگرافچى و دو نفر تلگرافچى انگليسى هم كه اسباب آورده بودند و تلگراف را با سيم به اينجا وصل كرده بودند كه با تهران و جاهاى ديگر حرف بزنيم . ديده شدند . سيم را وصل كرده حرف زده بودند . اخبارات هم از تهران و غيره دادند . بالاى بام مهمانخانه رفته صحرا و دريا را تماشا كرديم . جمعيت زيادى هم از نوكر و قاطرچى راهگذار و زوّار و غيره دور اين مهمانخانه بودند . چون جمعيت زياد و كاروانسرا نزديك بود ، به اين جهت ما و حرمخانه در مهمانخانه منزل نكرديم . سراپرده را بالاى مهمانخانه به فاصلهء دويست قدم سر آب زده بودند . بعد از گردش مهمانخانه رفتيم به سراپرده ، قدرى راحت كرديم ، دراز كشيده ، خوابيديم .
هواى اين منزل بهتر از آن منزلهاست . بسيار هواى معتدل خوبى دارد . عصرى هم سراپرده را باز كرده رفتيم روى تپه بلندى به صحرا و دريا دوربين انداختم . به قدر صد هزار مرغ روى دريا ديدم . يك مرغ بسياربسيار بزرگى ديدم كه خيلى بزرگ بود و تمام اين مرغ قرمز بود . سواى سرهاى بال آنها كه كمى سفيد مىزد ولى ساير جاهاى مرغها حتى پاهاى آنها قرمز بود . سواى اين نوع ، طورهاى ديگر هم مرغابى روى دريا ديده شد . وضع دريا هم همينطور است . رودخانه پل دلاك از بالاى اين دريا داخل مىشود و ابتدا يك درياى كوچكى كه از طرف شمال است تشكيل مىدهد و بعد يك
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٩٣