ندهند و حجرات را از براى چند نفر مسافر معطّل نگذارند ، بلكه مردمان صحيح مسلمان و محصّلين با دين و ايمان را در آنجا منزل بدهند و هر شش ماه يك مرتبه آنها را امتحان نمايند .
و مدرّسين كه از موقوفات موظّف هستند بايد عمل خود و امتحان شاگردان را به متولّى بنمايانند .
و وزير علوم بايد آنى از حال آنها غفلت ننمايد . در زمان امتحان ، خودش بايد حاضر شود . آن كسانى كه تحصيل نمىكنند از مدرسه خارج نمايند . بعد هر سالى يك مرتبه از ميان آنها كسانى كه به درد قضاوت مىخورند از براى قضاوت و اشخاصى كه به درد دعوت مىخورند از براى دعوت انتخاب نمايند .
قضات را در شهرها از براى محكمهء قضاوت بفرستند و دعات را از براى دعوت به هر طرف روانه دارند و در اعمال همهء آنها ناظر باشند .
هر كدام بهتر به شريعت و ملّت خدمت كردند نشانههاى امتياز به آنها بدهند و در جرايد از آنها تعريف نمايند تا عوام از خواب غفلت بيدار شوند و از بستر جهالت برخيزند ، رسوم دين و آيين شريعت را بياموزند و اين فرنگىمآبان « 1 » طبيعى لا مذهب را موعظت و نصيحت فرمايند و اخلاق مردم را تصفيه و تزكيه نمايند و علم اخلاق را به مردم بفهمانند تا كمكم اخلاق مردم به اخلاق اسلامى برگردد و طبيعت مردم به طبيعت ايمانى معاودت نمايد .
آن زمان همان حالاتى كه يك مشت عرب وحشى تحصيل كرده بودند و به فيض آن حالت به ثلث روى كره مسلط شدند در اينها به هم خواهد رسيد و آن آثارى كه از آنها ظاهر شد از اينها ظاهر خواهد شد .
بعد از اينكه مذهب و شريعت ترقى كرد مملكت ترقى خواهد نمود و ملّت با ثروت خواهد شد . آن زمان امر دين و دنيا منظم خواهد شد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مآب : بازگشت . گاه بهطور تركيب در القاب استعمال مىكنند مانند جلالت مآب .
( 2 ) . پايان سخنان تاجر تبريزى .