تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
است از برايشان عذابى بس بزرگ . » پس نظر به اين امر مبارك ما امّت مرحومه را وظيفه آن بوده و هست كه ديگران را به خوبى دعوت كنيم [ و ] از بدى باز داريم . كى به اين فريضه اتيان نموديم ؟ آن عالم‌نمايان كه پيوسته از خمس و زكات و [ رد ] مظالم و سهم امام - عليه السلام - حقوق خدا و رسول سخن مىگويند كى از احكام سبق و رمايه « 1 » از براى مردم خواندند و كجا مسألهء جهاد از براى عباد گفتند و كى خودشان در جنگى حاضر شدند و به كدام سربازى همراهى نمودند و كدام سوارى را استمالت نمودند و كدام صاحب منصبى را موعظت و نصيحت نمودند ؟ جز آنكه مايملك آنها را به عنوان مال ديوان غصب و مجهول المالك دانسته بر آنها حرام و بر خود حلال كردند و به اسم مظالم از آن‌ها گرفتند و خود خوردند و در ميان خود و آنها تفرقه انداختند و اختلاف كلمه به هم رسانيدند . هيچ ملاحظه نكردند كه حضرت ختمى مرتبت - صلى اللّه عليه و آله و سلم - و امير مؤمنان - عليه السلام - و جناب خديجه از براى ترتيب و تجهيز لشكر به نفس نفيس خودشان در غزوات حاضر مىشدند و به جنگ اعدا مىرفتند و مجاهدين اسلام را سرپرستى مىنمودند و آب و دانه از براى آنها مهيّا مىكردند و مجروحين ايشان را تداوى مىكردند . مگر در غزوهء احزاب و خندق نبود كه آن وجود مقدّس با شكم گرسنه با اصحاب كبار خود به كندن خندق مشغول بودند و به كتف مبارك خاك و سنگ مىكشيدند و به خواندن ارجوزه مردم را تحريص و ترغيب مىنمودند ؟ اين همه زحمت و مشقّت بر وجود مبارك خود وارد مىآوردند و محافظت وطن عزيز خود را مىكردنند و اسلام را توسعه مىدادند و دين را حفظ مىفرمودند . اين كشش و كوشش‌ها از براى تعليم و تعلم ماها بود كه امروز آنها كه خود را جانشين آن
هامش
( 1 ) . سبق و رمايه : ( اصطلاح فقهى ) و آن عقدى است شرعا كه فايده آن تمرين است براى تيراندازى و اسب دوانى در ميدان جنگ . « فرهنگ معارف اسلامى »