بزرگواران مىدانند و نوّاب آنها مىخوانند ، از براى حفظ وطن و ناموس اسلام و توسعهء دين ، همين شيوهء مرضيه را معمول دارند ، نه آنكه در خانهء خود بنشينند و از گوشهء مسند حركت ننمايند .
به همان دو كلمه درس دروغى از نجاست و طهارت قناعت نمايند و از براى ترويج مسألهء جهاد اقدامى نفرمايند . معلوم است كه آنها خود را از پيغمبر بهتر و متشخّصتر مىپندارند و شؤونات خود را بزرگتر مىشمارند .
اگر اينان خود را امّت پيغمبر آخر الزمان و عالمان مسلمانان مىدانستند ، آواز كوس روس را به گوش مىشنيدند و تدليس انگليس را به چشم مىديدند . از براى تهجّم بيگانگان بر مسلمانان و گرفتارى اين بيچارگان در اين آتش سوزان علاجى مىنمودند و از براى رفع احتياج مملكت و دفع ذلّت ملّت چارهجويى مىكردند و از ترقيّات اروپا و تدنيّات آسيا و عزّت آنان و ذلّت اينان و آبادى فرنگستان و خرابى ايران و توسعهء كيش عيسويان و تحليل مذهب مسلمانان صحبتى مىكردند و تأسف مىگفتند و تلهّف مىخوردند .
حال كه محراب و منبر آراسته و امورات زندگانى دلخواسته است ، [ و ] حبل بندگى به گردن عوام انداختهاند و اين بيچارگان را چون انعام به دام آوردهاند ، ديگر به فكر آنها نيستند . خوب است از براى اينكه اين نعمت هميشه از براى خودشان مستدام بوده باشد و زوالى در سلطنت خودشان و او نيايد به آب موعظه و نصيحت از روى حقيقت به كلمهء جامعيت يعنى اتّحاد ملّت دعوتشان نمايند و محفلى از خود تشكيل داده ، دعوت كنندگان با علم ، به هر قريه و دهكده روانه دارند و مردم را احكام جهاد بياموزانند و به اتحاد يكديگر دعوت نمايند و از حقوق برّيه مصارف آنها را بپردازند كه با خاطر جمع به دعوت مشغول گردند و مردم را اول به سوى كتاب خدا بخوانند و آياتى كه نهى مىكند دوستى كفار را ، از براى مردم قرائت نمايند و مردم را از آداب و رسوم كفر به تيغ موعظت تهديد نمايند و دشمنان را بيگانه شمارند و ملّت را به تحصيل ثروتى كه باعث ترقى مملكت است تشويق كنند و كارخانههاى نسّاجى از براى مردم داير نمايند .
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٣١٢