نصرانيّت افزود .
عيسويان قوّت گرفته و قدرت به هم رسانيدند ، انجمنها تشكيل دادند و مجالس و محافل ترتيب دادند . از براى انعدام اسلام از اهالى فرنگ و آمريك اعانه گرفتند . كرورها و ميلونها پول جمع شد .
فوجفوج ، كشيشان را لباس رهبانيّت پوشيده به اطراف بلاد اسلام گسيل داشتند .
به زور پول و قوت عمل ، شعبدهها كرده و دسيسهها نمودند .
و در هر شهرى رحل اقامت افكندند ، به نرمى و آرامى اهالى آن ولايت را با خود رام نمودند .
مدارس و مكاتب ساختند . كنايس و معابد بنا نمودند . مريضخانهها تأسيس نمودند و دار المساكين ساختند و از براى فقرا و ضعفاى مسلمين اعانه فرستادند و به دعوت عوام برخاستند . اطفال مسلمانان را از براى تعليم علوم و فنون به مدارس و مكاتب خود بردند و آداب كيش ترسايى به آنها آموختند طبيعى و لا مذهبى كه عقيدهء اروپاييان است به مسلمانان آموختند و آنان را به بىدينى دعوت نمودند . و اين مردم جاهل زمزمهء زنبور را نغمهء سنطور دانستند و حركت پشه را پريدن سيمرغ پنداشتند . مانند جعل به اطراف سرگين ، مجتمع شدند . روشنايى چشم كرمى را ، مشعلهء طريق هدايت فهميدند ، تا آنكه دانههاى تعصّب جاهليّت در دلها ريشه كرد .
حكّام اسلام غرق شهوات ، اعيان مسلمانان مستغرق بحر لذّات ، علماى حقّه مخذول و منكوب ، دانايان در زوايا مرعوب ، علماى سوء مقبول و محبوب ، افعال جهّال مرغوب و مطلوب ، رعيّت در حضيض مذلّت ، تجّار در عين فلاكت ، نظام بىنام ، لشكريان بىنشان ، طبع قرآن در بعضى از بلاد مسلمانان ممنوع ، دخول انجيل و كتب مضرّهء ترسايان به كشور اسلاميان مباح گرديد تا به اين دسيسه صفت صبّاغى عيسويان در اسلاميان رواج گرفت .
علوم اروپاييان به رنگآموزى كشيشان صبغهء سياست يافت . انجمنهاى ترسايان در فرنگستان قوت و قدرت به هم رسانيد . جمعى ديگر از كشيشان ، در مملكت اسلاميان
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٢٩٤