تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
در صدر اسلام با آن همه اختلاف كه در ميان خلفا و ملوك اسلام روى نمود ، غيرت اسلاميت آنان را چنان وادار نمود كه در مدت هشتاد سال مملكت اسلام را چنان وسعت دادند تا حدود مملكت اسلامى يك حدش به رود سن جنب فرانسه و يك حدش تا كاشغر و ديوار چين رسيد و اين ملك از ممالك رومان كه در مدت ششصد سال مفتوح شده بود افزون‌تر آمد و اين سرعت افتتاح براى هيچ گروهى جز اسلاميان ميسّر نگرديد تا زمان متوكّل عباسى دايرهء اسلاميت روزبه‌روز در وسعت بود . رفته‌رفته نظام امور مسلمانان نامزد خائنان گشت و رشتهء امور ايشان در دست جاهلان اوفتاد . سلسلهء تدبير مملكت به چوگان زلف اروپاييان گرو رفت ، دانايان سالخورده ، محكوم فرمانفرمايى ساده‌رويان « 1 » شدند . كم‌كم اوامر شريعتى مختل و تدابير مملكتى مهمل ماند تا در زمان منصور دوانقى ممالك شمالى آفريك و اندلس از سلطنت اسلامى مجزّا گشت . مصر و سودان به دست احمد بن طولون « 2 » تاتارزاده اوفتاد . با خباثت و دنائت نفس ، امير مسلمانان آن سامان گرديد . رذالت طبع و فساد عقيد [ هء ] او ، رخنه در بنيان عقيدهء مؤمنان افكند . به هوا و هوس و باده‌گسارى و ارتكاب مناهى و ظلم و جور مشغول گرديد . و امراى جور به او تأسّى نمودند و سلاطين سوء هم بدان روش رفتار كردند . دانايان هرچه فرياد زدند به جايى نرسيد . عالمان هرچه خواندند كسى نشنود . علماى حقّه ، از بيم جان در گوشه‌ها متوارى و پيشوايان سوء ، انگشتر گردان ملوك جور شدند . از ارتكاب مناهى و تحليل محرمات چيزى فروگذار نكردند . رعاياى كسالت‌پيشه ، به انديشهء راحتى خود ، دست از حرفت و صنعت خود كشيدند . اين قطعهء وسيعهء ممالك اسلام كه چون دايره رو به محور خود مىگرديد و خود را به تمام كره مىكشانيد رو به سكونت نهاد و ميل پستى گرفت و به چند صد پارچه منقسم
هامش
( 1 ) . ساده‌روى : بىريش . آن‌كه ريش نياورده باشد .چو خواهى كه قدرت بماند بلند * دل اى خواجه بر ساده‌رويان مبند ( سعدى )( 2 ) . طولون : از غلامان امراى سامانى كه حكمران سامانى بخارا وى را به عنوان هديه نزد مأمون به بغداد فرستاد و او آنجا به مناصب عاليه رسيد و پسرش احمد كه در 240 ه . ق حائز مقام پدر شد و در 254 ه ق به نيابت حكومت مصر مأمور گشت و مؤسس دولت بنى طولون شد . « لغت نامه »