خودشان ساعى هستند و قبور مردگان خود را چگونه محافظت مىنمايند . هركجا كه قبرستانى بنا شود ، اوّل بايد حكومت ، آن زمين را رسيدگى نمايد كه رخوه و سست نباشد . بعد ، دور آن زمين را ديوارى بنا مىكنند و يا از چوب نجّارى شده حصارى مىسازند و مستحفظ چندى از براى آن قبرستان قرار مىدهند كه مردگان مردم ، به خوبى مدفون و قبورشان به درستى محفوظ بوده باشد و همه روزه ، روى آن مقابر را جاروب نموده ، پاك و پاكيزه نگاه مىدارند .
چون مكان ، ظريف و نظيف است مردم به زيارت اموات رغبت مىكنند و به آمدنشان در قبرستان ، بيچارگان و درماندگان خود را دستگيرى مىكنند و از ديدن آن قبور عبرت مىگيرند و زندگانى خود را عاريت مىشمرند و مرگ را متذكّر مىشوند .
بعد از اينكه دانست كه او هم مانند ديگران به زودى در زير اين خاك پنهان خواهد شد ، البته درصدد آن برمىآيد كه از خود آثارى باقى گذارد .
لهذا به صنايع غريبه و آثار عجيبه اقدام مىنمايد و از خود يادگارى در روزگار باقى مىگذارد و يا آنكه ترك دنيا كرده در كنيسهاى از كنايس خودشان ، به امر آخرت اقدام نموده ، مشغول عبادت مىشود .
پس درك اين مقامات شريف ، همه به واسطهء نظافت آن قبرستان است كه باعث تشويق مردم است به زيارت اهل قبور .
نه مانند قبرستان ماها كه هيچيك از مردمان محترم ، به زيارت اموات نمىتوانند بيايند . زيرا كه قبرستان ماها مكان معركهء درويش و مارگير و شعبدهباز و زنان فواحش و محل اجتماع اجامره و اوباش و دزدان كيسهبر و مردم بيعار و بيكار است . به علاوهء آنكه جاى كثافت و مزبلهء شهر هم هست .
در اين صورت ، مردمان به قاعده ، هرگز در اين مكان نخواهند آمد و به ياد مردگان خود نخواهند اوفتاد . رفتهرفته مرگ و آخرت را هم فراموش خواهند نمود .
حال جناب شيخ ! بفرماييد همچه مكانى را سزاوار است بگوييم محل ورود رحمت الهى و منظور نظر پروردگارى خواهد بود ؟
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٢٠١