به اسم چراغخانه خرجتراشى مىكنند و حساب مىسازند .
عرض كردم : « اى برادر ! مگر اين املاك و مستقلّات را فقط از براى مصارف بقعهء منوّره و وظايف خدمه وقف نمودهاند ؟ »
فرمودند : « خير ، چنين نيست . بلكه هر مقدارى از اين املاك ، از براى مصارف معيّنى وقف شده است . مثلا بيمارخانهء حضرتى - عليه السلام - موقوفهء معيّنى دارد . دواخانهء حضرتى موقوفه معيّنى دارد . آشپزخانهء حضرتى موقوفهء معيّنى دارد . كتابخانهء حضرتى موقوفهء معيّنى دارد . چراغخانهء حضرتى هم موقوفهء معينى دارد . و همچنين فرش آستانه و تعميرات آستانه و گيوه از براى زوّار و مخارج پيادگان زوّار و پوستين و نيمتنه از براى فقراى زوّار و تعميرات حرم و صحن مقدس و غيره و غيره و غيره كه هريك موقوفه معيّنى دارد .
و از همين قرار مصارف مسجد گوهرشاد ، از حقوق ائمهء جماعت و حصير و فرش مسجد و مواجب فراش و حقوق واعظين و مسألهگوها و مصارف چراغ و مخارج نهار و شام خدمهء مسجد ، هركدام موقوفهء معيّن دارد كه از براى هريك از اين مصارف موقوفهء معيّنى برقرار نمودهاند و وقفنامههاى متعدّد نوشتهاند و متولّى مخصوص برقرار كردهاند . مع ذلك تمام را درهم و برهم كردهاند ، به زوّار دينارى يا يك لقمه نانى و يا لباس كهنه و يا كفش كهنه نمىدهند و در عوض آنكه بيمارهاى زوّار غريب را در شفاخانهء حضرتى برده معالجه نمايند ، آن بيچارهها را زاركش كرده و جنازهء آنها هم يك روز و دو روز در ميان صحن و يا در گوشهء كاروانسرا اوفتاده اعتنايى نمىكنند . مگر آنكه يك مسلمانى از خارج پيدا شود و آن جنازه را بردارد . و هرگاه مردهء يك بيچاره را بخواهند در صحن دفن نمايند ، وارث بزرگ آن متوفى اهل آستانه خواهند بود و بلكه به نداى هل من مزيد « 1 » تمام متروكات آن متوفى را متصرف خواهند گرديد .
اينقدر بدان كه از براى زوّار بيچاره ، در آشپزخانهء حضرتى لقمه طعامى جز مسمّى چماق و در دارالشّفاى آن بزرگوار غير از داروى سمّ ضاق ، ترياقى نيست .
هامش
( 1 ) . آيا باز هم بيشتر هست ؟