نشينند ؟ و حال آنكه اين مطلب از وظايف ايشان است . »
فرمودند : اى برادر من در اين مقام كلامى نمىتوانم گفت . علما در اين شهر سه طبقهاند :
يك طبقه طلاب كه فقط همّشان مصروف در مقدّمات و بعد از مدّتى از رياضات ، به شناختن الف و لام موصول خود را مقبول خدا و رسول مىدانند . سراير علم را منحصر در شناختن بعضى از حروف ضماير مىفهمند و از قواعد علم به رفع فاعل و نصب مفعول و جرّ مضاف اليه قناعت دارند و مضاربه زيد و عمر [ و ] را نگرانند تا چه نتيجه بردارند و اينان منتهاى آمالشان آن است كه چند شعرى از عربى و فارسى و بعضى از حكايات و مطايبات تحصيل و ضبط نموده تا نديم كدام حاكم گردند و يا اديب كدام محفل شوند و يا معلّم پسر فلان خان و يا فلان تاجر گردند . بسيارى از اين جماعت به عنوان زيارت از اوطان خود مسافرت نموده و مهاجرت كرده ، حال مجاورت را اختيار نموده ، به واسطهء تسهيل امر معيشت در حجرهاى از مدرسه توقّف داشته از موقوفه مدرسه هم موظّف است ؛ ديگر او را به امر معروف و نهى از منكر چه كار است ؟
طبقهء ديگر كه بابى از شرايع و كتابى از شرح لمعه مطالعه فرمودهاند ، ايشان از شريعتمداران اين ولايت محسوب خواهند بود . همّشان بر آن مصروف است كه عقد نكاح و صيغهء طلاقى جارى نمايند تا دو قرانى دريافت دارند و اين جماعت از آستانه و حكومت هم موظفند . و چون از دو طرف آبستن هستند ، تكليف ايشان مقتضى نيست در نهى از منكرات زحماتى متحمّل شوند و يا صدماتى بكشند . چه ايشان هنوز به مقامات عاليهء علم نرسيده و طعم درجات شريفهء فضل را نچشيده ، همان به منصب شريعتمدارى و ملّاباشى و سلطان العلما و ناظم العلما بودن قناعت كردهاند و به در خانهء ظلمه و اربابان ثروت رحل اقامت درانداختهاند و در ابواب فقه به تملّق از ناكسان و تحمّل ناملايمات و ديدن منكرات و معاونت بر ظلم ساختهاند و از براى چند تومان مستمرّى و مقدارى وظيفهء برقرارى ، از ساير وظايف و تكاليف خود گذشتهاند . با اين همه گرفتارى و
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص١٤٧