مقامات ديگر كه زوّار بيچاره [ را ] در هريك از اين مقامات مىبرند و وجهى دريافت مىدارند و بعضى از اين مقامات را خواص هم مبتلا هستند ، مانند آشپزخانهء حضرتى ، زيرا كه خدمه در كشيك خودشان شام و نهار دارند .
زوّارهاى محترم و معتبر كه وارد مىشوند ، از براى تيامن و تبرّك ، خادم يك مجموعه شام خود را از براى يك زوّار برده ، نيازى مطالبه [ مى ] دارد ، آن زائر هم به ملاحظهء آنكه متعلق به حضرت است ، تبرّك دانسته به ميل و رغبت قبول مىنمايند و هركس به قدر قوّهء خودش نيازى به جناب خادم مىدهد .
و بعضى اوقات ، برنج مطبوخ حضرتى را يك دورى از براى بيست نفر برده ، هريك مقدار كمى برداشته خشك مىكند و نيازى مىدهند .
و بعضى اوقات يك من برنج از دكان رزازى گرفته ، در آشپزخانهء حضرتى گذارده ، چهل نفر زوّار را مىبرند « 1 » و هريك را يك سير برنج خشك مىدهند كه اين از انبار حضرتى مىباشد و تبرّك است . و هريك سير برنج را دو قران و سه قران و پنج قران دريافت مىدارند .
غرض آنكه مقامات ، از براى دزدى بسيار است . اگر بخواهم شرحى از آن عرض كنم ، بسيار طول مىكشد .
ولى اعطاى اشياى متبركات بسيار است : يكى آب قفل ضريح مقدس است و يكى پيه شمعى است كه در بالاى ضريح مطهّر مىسوزد و ديگر نخ خامى است كه دور ضريح مىبندند . ديگر غبار روى ضريح مقدس است و از اين قبيل هم بسيار است .
اگرچه درواقع تمام خاك خراسان مقدّس است ، ولى حرف اين است كه خدمه همه را اسباب دخل خود كردهاند و جيب فقرا را خالى مىكنند . چنانچه روزى يكى از خدمه را ديدم ، مقدارى فضلهء كبوتر به شخصى مىداد كه اين را از روى ضريح برداشتهام و تبرّك است . فضله را داد و نيازى دريافت نمود . غرض اشيائى كه به اسم تبرك به مردم مىدهند .
هامش
( 1 ) . اصل : ميبرد .