شديم .
من عرض كردم : « اى عزيز مكرم ! اين همه كه شما از كلّاشى و اخّاذى اهل آستانه سخن رانديد ، شايد به واسطهء آن است كه آنها امر معاش منظّمى ندارند و از روى اضطرار ، اين حركات قبيحه را مىنمايند . »
فرمود : « اى برادر ! اين چه سخن است كه مىفرمايى ؟ تمام آنها از آستانه موظف هستند و هر كدام ، از قراء و دهات و دكاكين و مستقلّات ديگر تيول دارند .
چنانچه شنيدهام كه نايب التّوليه مبلغ گزافى از آستانه حقوق دارد و مقدارى از دكاكين و دهات تيول اوست . مثلا دكانى كه ماهى يك تومان در سابق اجارهء آن بود از همان ميزان تيول نموده حال هر دكان را ماهى سه تومان اجاره و سالى سى و شش تومان به علاوهء پول شيرينى مىگيرد ؛ درواقع يك تومان را شش تومان مىگيرد . و به همين قسم دهاتى كه در تيول اوست ، يك بر شش اضافه اخذ عمل دارد .
و همچنين معاون التوليه ، معاضد التوليه ، حاجب التوليه ، فلان التوليه و به همين قسم سركشيك اول و دويّم و سيّم و چهارم و پنجم و از همين قرار است حقوق بعضى از خدمهء ديگر مانند فراشباشى و چراغچىباشى و ديگران .
و امّا بعضى ديگر هم هستند كه به اسم خدمت سالى چهار تومان و سه خروار جنس موظف هستند . بعضى از آنها يك خدمت دارند و بعضى حقّ دو خدمت مىبرند و بعضى حقوق سه خدمت مىبرند . و اين طبقه ، همگى كاسب هستند و در بازار كسب مىكنند ، هم مداخل كسب مىبرند و هم حقوق خدمتى .
و از املاك و مستقلات حضرتى سالى هشتصد هزار تومان به اسم خدمت و وظيفه و مستمرى بايد ببرند و اين جمله عايدات ملكى است ، غير از نذورات و تعارفات و انعامات و پول زيارتنامه خوانى و نياز دعاگويى و نايبالزيارگى و غيره و غيره و اگر تمام عايدات ايشان را بخواهيم حساب كنيم سالى سه كرور « 1 » متجاوز خواهد شد ، غير از آنچه از خزانهء حضرت مىبرند و از انبار حضرتى مىدزدند و غير از آنچه از براى دولت
هامش
( 1 ) . كرور : نصف ميليون .