نفهميدم ، خوب است كه توضيح فرماييد . »
فرمودند : « توقّف در مقامات بسيار است . بعضى از آنها همان بود كه خودتان ملاحظه نموديد از قبيل پاى سينى زهرآلود و پاى شمعدان و سفرهخانهء حضرتى و رواق بالاسر و رواق پايين پا و مقام لعنت به هارون و مأمون و زير قنديل بزرگ و ارائهء جواهرات و شمشير جواهر [ نشان ] و زيارت قفل ضريح و ساير مقامات در حرم .
و ليكن ساير مقامات در خارج حرم بسيار است : يكى منبر صاحب الزمان و آن منبرى است در ايوان مقصوره در مسجد گوهرشاد و آن منبر بزرگى است دردار ، به شبيه منابرى كه در افغانستان مىسازند . از قرارى كه معروف است : نجّارى از افاغنه ، در زمان قديم خواسته اظهار هنر و صنعت خود را نمايد ، اين منبر را ساخته ، چون اين طرز منبر در ايران معمول نيست ، لهذا خدّام ، زوّارهاى عوام را در پاى آن منبر برده و مىگويند كه امام عصر هر زمان كه ظاهر شود در بالاى اين منبر خواهد رفت ، لهذا اين منبر را شرافت بسيار است . لهذا زيارت مجعولى مىخوانند و مقدارى نياز مأخوذ مىدارند .
و ديگر مقام سنگ امتحان است و آن سنگى است در نزديكى قبرستان . اين بيچارگان را در نزد آن سنگ برده و مىگويند : حلالزاده كسى است كه بتواند اين سنگ را بردارد و اين امتحان حلالزادگى و حرامزادگى است . قبل از اينكه اين مردم عوام بخواهند آن سنگ را حركت دهند ، آن خادم ايستاده دعايى و زيارتى مىخواند و وجهى مىستاند و مردم از ترس آنكه مبادا حرامزاده باشند در كمال خضوع و خشوع نذرها مىدهند و نيازها مىكنند كه بتوانند آن سنگ را بردارند .
مقام ديگر نقارخانهء حضرتى است كه در آنجا هم عوام را برده وجهى مأخوذ مىدارند .
و ديگر بيمارخانهء حضرتى و كارخانهء چراغ حضرتى و آشپزخانهء حضرتى و دربار حضرتى و سقاخانهء اسماعيل طلايى و مسجد پيرهزن و پير پالاندوز و باشماقخانهء « 1 » حضرتى و كبوترخانهء حضرتى و دواخانهء حضرتى و گلدستههاى حضرتى ، و بسيار
هامش
( 1 ) . باشماقخانه : كفشدارى .