شده ، قدرى نشستيم بعد روانهء منزل خودمان شديم . حقير هم قدرى لوازمات از براى نهار حضرات گرفته و از براى نهار ، با چلوكباب حاضر نمودم . بعد از صرف نهار قدرى خوابيديم .
برخاستم . بعد از صرف چاهى به مسجد گوهرشاد كه مركز ملاقات رفقا و مقام اخذ اخبار بود حاضر شديم .
آن روز هم بعضى اخبار موحشه نقل نمودند كه ذكرش باعث تطويل است ، من جمله گفتند : كه جناب حاجى عماد و آقا مشهدى هاشم ترك برك فروش - كه از محترمين بودند - مغلولا به طرف قوچان بردند . جناب حسام و جناب حاجى قنديلى زيادتر از ما استيحاش داشتند .
غرض آن شب را بعد از عتبهبوسى آستانهء مباركه در منزل آمده شام صرف نموده ، خوابيديم .
* * * صبح را به معمولى هميشه ، بعد از زيارت و طواف مرقد آن حضرت و اظهار حاجت به منزل مراجعت نموده و قدرى استراحت نموديم . چون قبل از ورود ما به ارض اقدس ، جناب حسام در شبها منبر مىرفتند و موعظه مىفرمودند ، به واسطهء بعضى از بيانات ايشان ، حكومت مخالفت كرده بود ؛ در آن زمان ميل كرده بودند ، بروند در مرو . اين اوقات خيالات سابق را قوّت داده مترصّد مسافرت به مرو شدند و صلاح چنان دانستند كه چيزى به حكومت نوشته ، در صورت ظاهر سفارشنامه از براى مباشرين سرحدّ بگيرد و در باطن اجازه از حكومت بوده باشد .
پس رقعهاى نوشتند به يكى از روضهخوانها داده كه به حاكم برسانند . آن روز حكومت ملاقات نشد ، آن شب را هم بعد از زيارت در منزل من همگى توقّف نموديم .
فرداى آن روز جواب رقعهء جناب حسام از طرف حكومت رسيد . سفارش هم نوشته بود . پس جناب مشير و جناب حسام هر دو به مسافرت مرو عازم شدند و مهياى رفتن شدند .
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٧٢