تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بقاع متبرّكه در قواعد مذهبى بىخبر و از فوايد انسانى بىثمر و از سعادت انسانيت بىهنرند و بدوى و صحرايىهاى ايشان را نمىتوان به اعراب وحشى بدوى قياس نمود . زيرا كه آنان در غيرت و جوانمردى و فتوّت و مهمان‌نوازى از اينها بهتر و برترند . خصوص اكراد اطراف خراسان كه شرح احوالشان را بعد مرقوم خواهم داشت . غرض كميت سيتى « 1 » قلم در جولان و مطلب را از عنوان دور داشت . برويم بر سر مطلب خودمان .

[ ملاقات با مشروطه‌طلبان و . . . ]

از يوم پانزدهم شعبان الى بيستم ، بعد از فراغت از عتبه‌بوسى ، بعضى از مشروطه‌طلبان را ملاقات مىنموديم ، خصوص عصرها در مسجد گوهرشاد كه اغلب از براى ملاقات يكديگر به آن مسجد شريف مشرّف مىشدند . در زواياى مسجد در گرد يكديگر مجتمع بودند . خصوص بعضى از ذاكرين و بعضى از طلّاب و بعضى از آذربايجانىها به ملاحظهء انسانيّت در گفتگوى اصلاح حال ملّت بودند و حقير و جناب مشير هم در همه‌حال با ايشان معاون بوديم ، بلكه به تحريص و ترغيب زبان مىگشوديم . رفته‌رفته ، آتش غيرت ايشان مشتعل و از كردار مستبدّان منفعل بودند . هيجانى در ميان آذربايجانىها و طلاب اوفتاد . ذاكرين هم در ميان آنها جدّى كافى و جهدى وافى داشتند . و از روز بيستم يا بيست و يكم ، در مدرسهء ميرزا جعفر « 2 » ، كه در صحن بزرگ هست ، مجتمع شدند . به ذكر شهيدان آذربايجان و طهران به سوگوارى و عزادارى مشغول شدند . بعضى از مردم متفرقه هم در آنجا حاضر مىشدند . يك عدّهء قليلى از اهل خراسان به عنوان " هم فال و هم تماشا " مىآمدند . تا سه روز ، عدّهء ايشان به سيصد
هامش
( 1 ) . سيت : رجوع به سك و سكاها شود ، سك : چوبى نوك تيز . ( 2 ) . مدرسهء ميرزا جعفر : يكى از كهنه‌ترين مدارس مشهد كه تاريخ آن هزار و پنجاه و نه است . مطلع الشمس ، ج 2 ، ص 45 .