تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و در وسط اين دو خيابان رود آبى است به اندازهء سه سنگ آسياب « 1 » كه از دروازهء غربى مىآيد و از دروازهء شرق مىگذرد و منبع اين آب از هشت فرسنگى در كوه ، يك چشمه است كه مىگويند شش مقابل اين رود آب از آن چشمه مىجوشد ؛ پنج مقابل آن را در قراء و مزارع بيرون شهر مىگيرند ، آن يك سهم كه شش يك است به شهر آمده ، از وسط صحن مقدّس مىگذرد . هميشهء اوقات اين آب كثيف و گل‌آلود است . زيرا كه از مجراى آن آب تا شهر ، تمام سرازير است و اراضى آنجا خاك فقط و سست است ، اين آب كه مىگذرد ، هميشه خاك‌آلود است . اوّل ورودش به شهر هم ، خاكروبه و كثافات بسيار در اين آب مىريزند . لهذا هميشه كثيف است و خوردنى نيست . و آب ديگر ، آب سناباد است كه آن آب بد نيست و خوردنى است . و ديگر آب ميرزا و بعضى قنوات ديگر دارد كه بعضى مأكول [ است ] و بعضى ديگر مأكول نيست و كليّهء آن آبها از حيث طبيعت حارّ مرطوبى « 2 » است . اهالى آنجا به واسطهء خوردن آن آبها هميشه كلّه و دماغشان خشك و سوداويتشان غالب است و چون غالب يا نصف ، استعمال ترياك مىكنند حسّ سوداويّت ايشان را تخفيف مىدهد . باوجود بر اين ، به واسطهء خشكى مغز سر ، يك نفر از كسبه و تجار يا روحانيون يا اجامره « 3 » و اوباش و يا ديوانيانشان را ، بدون استمالت نمىتوان يك كلمه حرف حسابى زد . هنوز نگفته ، ايراد و اعتراض دارند و بعد از گفتن به مخاصمه و منازعه مىپردازند چنانچه كسبهء بازارشان را حال چنان است كه هرگاه يك چيزى كه يك تومان ارزش دارد ، در زمان معامله اگر سؤال شود ، از آن خشكى دماغ مىگويد : پنج تومان ؛ باوجودى كه به دروازه قران هم راضى است بفروشد . حال اگر مشترى به استمالت و ملايمت پرداخت -
هامش
( 1 ) . سنگ آسياب : مقدار آبى كه از شكافى به وسعت 20 سانتيمتر در 80 سانتيمتر و از قرار ثانيه‌اى يك متر جريان دارد . مقياسى است براى آب و سنگ ديوانى مىنامند و پنج سنگ ديوانى را يك سنگ آسياگردان حساب مىكنند . « فرهنگ معين » ( 2 ) . حارّ رطب : گرم و تر ، يكى از امزجهء نه‌گانه در طب . ( 3 ) . اجامره : گروهى از مردم ، گروه غوغاطلب و اوباش " اين كلمه در فارسى ساخته شده " . « فرهنگ عميد »