تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
جودك و حاجتى لا يقضيها غيرك و كربى لا يفرّجه سواك و ها انا بباب محبّة وليّك واقف و لنفحات برّك متعرّض و بحبلك الشّديد معتصم و بعروتك الوثقى متمسّك و مفتقر الى رعايتك فأذقنى حلاوة الصنع فى ودّك و مجاورة قبر وليّك . اللّهم انّى انقطعت من اهلى و اولادى و هاجرت من بلدى و محلّ اقامتى و توجهت الى سيّدى و مولاى و اليه شوقى و محبّتى و وصله منى نفسى و لقائه قرة عينى فأنت قصدى و لا سواك مرادى و لا تبعدنى منه فانه نعيمى و جنّتى و دنيائى و آخرتى يا منتهى امل الآملين و يا غاية شوق المشتاقين و يا قاضى الحوائج الفقراء و المساكين برحمتك يا ارحم الرّاحمين . » « 1 » من به تضرع و زارى مشغول بودم كه نالهء دلسوز و مناجات جانسوزى به گوشم رسيد . گوش دادم ، شنيدم كه طبعم به استعانتم در مناجات و با حضرت قاضى الحاجات ، بدين ابيات راز و نياز مىنمود و بدين راز عقدهء دل مىگشود :
يا رب به آفتاب حقيقت كه روى اوست * يا رب به شاهراه طريقت كه كوى اوست
هامش
( 1 ) . يعنى : خداوندا ! مرا هيچ وسيله‌اى جز عشق به محبوب و هيچ دستاويزى جز شفقت‌هاى مهربانانهء آن مطلوب نيست . بارالها ! من به درگاه توجه و حفاظت او وارد شده‌ام و بر تراوشات نيكويى جمال او قصد و آهنگ كرده‌ام . در حالى كه آرزويم به زيارتگاه كرم تو وارد شده و چشمداشت و شوقم را به آستان بخشش تو نهاده ، و نيازم را جز تو برآورده نسازد و فشار و تنگدستىام را جز تو نگشايد . و اينك اين منم كه بر آستان محبت ولىّ تو و دوستار تو ايستاده‌ام و در معرض بخششها و دهشهاى احسان تو قرار گرفته‌ام و به ريسمان قوى محكم تو پناهنده شده‌ام و به دستاويز مطمئن تو چنگ يازيده‌ام و محتاج توام براى حفظ و نگهدارى . پس شيرينى عمل در دوستى خودت و اقامت كنار مرقد ولىّات را به من بچشان . بارالها ! من از خانواده و فرزندانم بريدم و از شهر و جايگاه اقامتم كوچيدم و به سوى آقا و مولايم رو نمودم . شوق و عشقم به سوى او و تمنيّات و كششم در پيوستگى به اوست . و ديدار او نور و روشنايى ديدگان من است . پس هدف تو هستى و خواسته‌اى جز تو ندارم . و مرا از او دور مگردان كه او خوشبختى و سعادت و بهشت دنيا و آخرت من است . اى نهايت آرزوى آرزومندان دور پرواز و اى اوج تمنّاى قلبى مشتاقان و اى پاسخگو و برآورندهء تمام نيازهاى نيازمندان و بيچارگان . به حق رحمت و بخشايشت اى بخشنده‌ترين رحم‌آورندگان ! ( اين نيازها را اجابت بفرما ) .
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 59 | آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى ) / زهرا ميرخانى