تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ورنه به حضور اوليايش * دو چوب زنند بر دو پايش
چون شاه نبود دادخواهم * خواهم ز تو داد اى تو شاهم
تو شاه كمالى انس و جن را * تو ماه جمالى آسمان را
تو دانى و حق كه پاك‌دينم * زين لوث برىست آستانم
تو دانى و حق خبر ندارم * جز صدق و صفا ز بر ندارم
در كيش مسيح و دين احمد * قول تو مُصَدَق و مُسَدَد
در پيش نبى حمايتم كن * در حضرت حق اعانتم كن
عيسى را كن شفيع اين كار * در حضرت احمد جهاندار
تا حجت ، روسياه گردد * رسواى گدا و شاه گردد
اسلام كه حجتش چنين است * پس واى به حال مسلمين است
خواهم ز خدا شقاق و بوسش * بل ناخوشى شقاقلوسش « 1 »
بر پاى نه ، بلكه بر بنانش * تا سخره كنند اين و آنش
كاين است سزاى افترايت * تا چيست جزاى آن سرايت
اجر است بهر كبد كه حَرّاست * خاصه ز كسى نگفته جز راست
كاين حجت را دليل شه كن * در هردو جهانش روسيه كن
در دنيا خواهم اين جزا را * كاين حكم نيفتد آن سرا را
چون عرض تو زى رسول افتد * در درگه او قبول افتد
عرضى كه شود ز مريم پاك * حكمى كه بود ز شاه لولاك « 2 »
تا مؤمن و كافر و مسلمان * زين حكم شوند جمله حيران
او عالم علم هست با نيست * داند مردود امتش كيست
از رحمت تام و لطف بسيار * ستار بود به هر گنهكار
اندر خبر است روز محشر * از هول قيام و تابش خور
هركس به خيال خود گرفتار * آيا چه بود جزاى كردار
آويخته عدل را ترازو * زين سو گردد و يا از آن‌سو
نه ياد كند پدر پسر را * نه نام برد پسر پدر را
رفته است خليل حق هم از هوش * كرده است ذبيح را فراموش
جز نفسى كس سخن نگويد * كس يار و عشيرتى نجويد
جز احمد مرسل جهاندار * كو امت را شود پرستار
گويد به خداى حى ذو المنن * اين امّت را ببخش بر من
هامش
( 1 ) شقافلوس كه اكنون به دو قاف معروف است غلط است اصل لغت يونانى است و صحيح آن سفاكلوس است با سين مهمله و فاء و كاف عربى و به تصحيف سين را شين كرده‌اند و فاء را به غلط قاف خوانده‌اند و قاف ثانى عوض كاف عربى است . ( 2 ) حضرت پيغمبر .