دامن تهمت زدند . العياذ بالله [ به او ] نسبت زنا دادند و گفتند : « حضرت زكريا چنين عمل كرده » ، ايشان مىدانند كه تهمت و افترا بر شخص چه اثر مىكند . استدعا دارم انتقام مرا از حجت خالى از وجه بگيرد و در [ محضر ] حضرت خاتم الانبياء روحى و روح العالمين فداه شفاعت كند كه انتقام مرا بگيرند كه هرگز حلال نخواهم كرد . »
از اتفاقات ، وقت رفتن بيت الحرام در منزل سليمانيه على خان سرتيپ كه به چاپارى از تبريز به تهران مىآمد عذر قصور خود را خواست كه تفصيل او در اين روزنامه ، تطويل بلا طايل است . حليت طلبيد . چون راست گفت و به زيارت مىرفتم حلالش كردم . لهذا ، مقام مريميه عنوان شد . در درياى سياه شروع [ و ] در آقدنيز به اتمام رسيد . به جهت ناخوشى و باد گرانتين از زيارت بيت المقدس مرا منع كردند . اگر خداوند توفيق داد و به زيارت آستان جبرائيل پاسبان حضرت خاتم الانبياء و المرسلين صلى الله عليه و آله و سلم مشرف شدم و به حرم محترم بيت الله الحرام فايز شدم در آن مقام پاك با دل دردناك شكايت خواهم كرد و جزاى اين كار را در دنياى عاجل و سراى آجل از خداوند ، منتقم حقيقى خواهم خواست ، « ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة » اين مقاله در بث شكوى عنوان شد .
هذا مقاله مريميه و مقامهء بتوليه :
اى مادر عيسى مطهر * اى حامل روح پاك داور
دست بشرى تو را نسوده * مثل تو در اين جهان نبوده
چون حمل ز روح پاك دارى * از گفت بدان چه باك دارى
فخر تو نه از بيان عيسىست * كه مادرم از زنا مبراست
فخر ، اينكه ترا ستوده يزدان * بر خاتم انبيا به قرآن
يك سوره بنام نامى تست * مدح پسر گرامى تست
ان الله اصطفاك عن ريب * گو تا بكند عدو تو را عيب
قرآن به زمانه استوار است * نام تو هميشه پايدار است
يزدان به حق تو اصطفا گفت * از كينه يهود افترا گفت
گفتند يهود پيش از تو * در حق خداى ، بيش از تو
قومى مخذول هردو عالم * مردود ميان نسل آدم
غلت ايدى كلام حق است * ديگر ما را چه جاى دق است
با آنكه طهور و پاكى از لوم * دلخستهاى از ملامت قوم
بس رنج ز قوم خود كشيدى * طعمى چو ز افترا چشيدى
تهمت ، دانى بود گزنده * چون تير كه بشكرد پرنده
زان رو به تو التجا نمودم * در پيش خدا رجا نمودم
سوى تو شتافتم ز خانه * تا با تو سرايم اين فسانه
صد منزل راه طى نمودم * صد اسب جواد پى نمودم