تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

« معنى بعضى لغات »

« آ » آبار - چاه‌ها ، جمع بئر به معنى چاه . آلام - دردها ، رنج‌ها . « الف » ابطال - بطل‌ها ، پهلوان‌ها . ابكار - جمع بكر . اتيان - آمدن . اثقال - بارهاى گران . اثيم - گناهكار . اجلاء - دور شدن از وطن . اجوبه - جواب‌ها . احوط - نزديك‌تر به احتياط . اخافت - ترس و وحشت . اختلاج - جهيدن و تكان خوردن عضو . اخوه - برادران . ادام - نان خورش . ادانى - نزديكان . ارجاء - طرف‌ها . اريب - عاقل . ازار - پوشاك ، جامه . ازعاج - ازجا برانگيختن . ازيراك - زيراكه . استبشار - شاد شدن . استجمام - ماندگى و پرآب شدن چاه . استظال - به سايه پناه بردن و در آن نشستن . استكانت - خاضع بودن . استكراء - كرايه كردن . استلام - دست و بوسه زدن به چيزى به قصد زيارت . استمتاع - لذت بردن . استمناء - خارج ساختن منى از آلت تناسلى با دست . استهلال - جهت ديدن ماه در شب اول به آسمان نگاه كردن ، جستجوى ماه نو كردن . اسف - اندوه سخت ، افسوس . اسقام - بيمارىها . اسواق - بازارها . اسيل - موى نرم و دراز كه فروهشته باشند . اصطفا - كسى را برگزيدن . اضائه - روشن كردن و روشن شدن . اظلال - سايه انداختن . اعالى - اشخاص بلندمرتبه . اعباء - متاع‌ها . اعمش - كسى كه چشمش ضعيف باشد و از آن آب بريزد . اعمى - آن‌كه از چشمش در اثر بيمارى آب بريزد . اعوام - سال‌ها . اغبر - گردآلود .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 389 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا