( 189 )
- دارابجرد -
[ دارابجرد يا دارابگرد ] از اقليم سيم است كه داراب بن بهمن بن اسفنديار ساخته است . شهرى است مدور ، چنان كه به پرگار كشند و حصارى محكم در ميان شهر بوده و خندق عميق داشته ، اكنون خراب است . هوايش گرمسير است . در آن حدود تنگى است سخت و محكم [ كه ] آن را تنگ رنبه خوانند و در او قلعه استوارى است ، هواى خوش دارد و آبش از عيون و مصانع است .
در آن حدود مرغزاريست سه فرسنگ در طول و يك فرسنگ در عرض .
« نزهة القلوب »
( 190 )
- شيرازنامه -
كتابى است در تاريخ شهر شيراز تأليف شيخ فخر الدين ابو العباس احمد زركوب شيرازى كه آن را در حدود سال 734 ق . به نام حاج قوام الدوله وزير تأليف كرده است . اين كتاب داراى يك مقدمه و چند اصل است در جغرافياى شيراز ، تاريخ پادشاهان و اميران فارس و مشايخ و فاضلان و صوفيان شيراز . مؤلف در ضمن نوشتن تاريخ از كتابهايى كه مورد استفادهاش بوده است نام مىبرد ، مانند فارسنامه ابن بلخى و تاريخ حمزه اصفهانى . نثر شيرازنامه خالى از تصنع نيست . . .
« فرهنگ ادبيات فارسى درى »
( 191 )
- اصطخر -
در فارسنامه گويد در آن ملك هيچ قلعه از آن - قلعه اصطخر - قديمتر نيست و هر استحكامى كه جهت قلاع ممكن بود در آنجا كردهاند . در قديم آن را « سه گنبدان » خواندهاند زيرا قلاع شكسته و شنكوان در ماحول آن است . بر آن قلعه درهشكل زمينى عميق بود كه آب باران در آن رفتى و از يك طرفش به صحرا افتادى . عضد الدوله بر آن طرف سدى بست و آن زمين را به صاروج و سنگ و گچ حوضى ساخت كه به هفده پايه نردبان در او روند و به كرباس و قير و موم صاروج را چنان محكم گردانيد كه قطعا آب نمىتراويد . چندان آب در او جمع مىشود كه اگر هزار مرد يك سال از آن به كار برند يك پايه فروننشيند . هواى قلعه معتدل است . عيب اين قلعه آنكه حصار بليغ نتوان كرد .
« نزهت القلوب »
( 192 )
- اتابكان فارس -
عنوان سلسلهاى از امراى تركنژاد فارس كه از 543 تا 686 ق . در ولايت فارس حكومت كردهاند و چون جد آنها سلغر نام داشته آنها را آل سلغر و « سلغريان » نيز مىخوانند . حكومت اتابكان فارس در اوايل ، تحت نفوذ سلاجقه بود و بعد تحت نفوذ خوارزمشاهيان درآمد و در اواخر امراى اين سلسله مطيع ايلخانيان مغول شد . در زمان امارت اين سلسله « شمس قيس رازى » مؤلف كتاب المعجم و سعدى شيرازى آثار خود را تأليف نمودند .
« مصاحب ، ج يك »
( 193 )
- شعب بوان -
از مشاهير متنزهات جهان است ، درهايست در ميان دو كوه طولش سه فرسنگ و نيم در عرض يك فرسنگ و نيم . همه درختستانست بانواع ميوهها و هوايى در غايت خوشى و اعتدال .
در آنجا در ميان دره رودى بزرگ روان است و بر هر دو طرف سر آن كوهها اكثر اوقات از برف خالى نبود و درين عرصهء مذكور قطعا از كثرت درختستان آفتاب بر زمين نتابد . چشمهسارهايش بسيار و آبهايش زلال است و حكما گفتهاند . « من محاسن الدنيا اربعة : غوطه دمشق و سغد سمرقند و شعب بوان و مرج شيدان » . و از اين چهار موضع دو موضع شعب بوان و مرج شيدان از حساب ملك فارس است .
« نزهت القلوب »
( 194 )
- احياء العلوم -
يكى از بزرگترين كتب دينى ، اخلاقى ، عرفانى و مواعظ از ابو حامد محمد