را كه در آنجا بود در خانه خود محاصره و گرفتار نمود ( 1195 ق . ) اما سرانجام به اصفهان نزد عليمراد خان زد و سپس به شيراز نزد صادقخان زند رفت و عاقبت به خراسان گريخت و در آنجا وفات يافت .
« تاريخ رجال ايران ، ج 2 »
( 181 )
- سيف الدوله ميرزا -
حاجى سيف الدوله ميرزا پسر سوم عليشاه ظل السلطان ( پسر دهم فتحعليشاه ) چون تا آخر سلطنت ناصر الدينشاه مىزيست و شاهزادهء معمرى بود شاه و ديگران او را حاجى عمو خطاب مىكردند و به علت پيرى حق جلوس داشت . در 1296 ق . حاكم اردبيل و مشكين شهر شد .
« تاريخ رجال ايران ، ج 2 »
( 182 )
- طرشت -
طرشت يا « درشت » كه نام قديم آن دوريست ، دهى است از بخش كن . رودخانه كن از وسط اراضى طرشت مىگذرد و سيلاب بهارهء آن براى كشت و زرع در اراضى جنوب تهران به مصرف مىرسد . اخيرا مركز مولد برق حرارتى با قدرت 000 / 50 كيلو وات و يك كارخانه ساختن لولهء بتون پيشفشرده براى لولهكشى آب و يك آبادى مسكونى در آنجا تأسيس يافته .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »
( 183 )
- خالدات -
[ جزاير جاويدان ] يا جزاير سعادت ، نام جزاير كانايرى در مآخذ قديم عربى .
يونانيان معتقد بودند كه « الوسيون » در اين جزاير قرار دارد .
« مصاحب ، ج يك »
( 184 )
- فلك الداير -
كتابى است از ابن ابى الحديد كه در انتقاد و اعتراض بر « المثل الساير » نوشته است .
( 185 )
- مثل الساير -
كتابى است در ادبيات از ابن اثير ( متوفى 638 ق . ) .
( 186 )
- بهارلو -
نام يكى از طوايف ترك در ايران . نام بهارلو ظاهرا مرتبط با شهر بهار شهرستان همدان است . سليمانشاه ايوائى ظاهرا در قلعه بهار مقر داشت و بعدا به علت نامعلومى به بغداد رفت و سلسله قراقويونلو از طايفه بهارلو بودند . بقاياى بهارلو در ايران جنوبى متفرقند . از جمله ايل بهارلو ( 8000 خانوار ) از ايلات خمسه فارس مىباشد .
« مصاحب ، ج يك »
( 187 )
- قلعه تبر -
بر سه فرسنگى شيراز است بر طرف جنوب مايل به مشرق بر كوهى كه با هيچ كوه پيوسته نيست و بر آنجا چشمه مختصرى است و در پاى آن قلعه چشمه ديگرى هست و در حوالى آن قلعه يك روزه راه آبادانى و علق چهارپاى نيست و بدينسبب آن را محصور نمىتوان كرد . هوايش به گرمى مايل است .
« نزهت القلوب »
( 188 )
- ملوك شبانكاره -
يا « اتابكان شبانكاره طايفهاى از كردان ناحيه تاريخى از ولايت فارس كه مركزش « ايگ » يا « ايج » بوده . كردان شبانكاره در اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم ق . شامل پنج شعبه مهم بودهاند : اسماعيليان ، رامائيان ، كرزوبيان ، مسعوديان و اشكانيان . اين اكراد سلسله نسب خود را به اردشير بابكان مىرسانيدهاند و در دوره بعد از اسلام از اواخر عهد آل بويه كسب قدرت كردند . در سال 756 ق . به دست آل مظفر منقرض گرديدند .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »