تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
را كه در آن‌جا بود در خانه خود محاصره و گرفتار نمود ( 1195 ق . ) اما سرانجام به اصفهان نزد عليمراد خان زد و سپس به شيراز نزد صادقخان زند رفت و عاقبت به خراسان گريخت و در آن‌جا وفات يافت . « تاريخ رجال ايران ، ج 2 » ( 181 )

- سيف الدوله ميرزا -

حاجى سيف الدوله ميرزا پسر سوم عليشاه ظل السلطان ( پسر دهم فتحعليشاه ) چون تا آخر سلطنت ناصر الدينشاه مىزيست و شاهزادهء معمرى بود شاه و ديگران او را حاجى عمو خطاب مىكردند و به علت پيرى حق جلوس داشت . در 1296 ق . حاكم اردبيل و مشكين شهر شد . « تاريخ رجال ايران ، ج 2 » ( 182 )

- طرشت -

طرشت يا « درشت » كه نام قديم آن دوريست ، دهى است از بخش كن . رودخانه كن از وسط اراضى طرشت مىگذرد و سيلاب بهارهء آن براى كشت و زرع در اراضى جنوب تهران به مصرف مىرسد . اخيرا مركز مولد برق حرارتى با قدرت 000 / 50 كيلو وات و يك كارخانه ساختن لولهء بتون پيش‌فشرده براى لوله‌كشى آب و يك آبادى مسكونى در آن‌جا تأسيس يافته . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 183 )

- خالدات -

[ جزاير جاويدان ] يا جزاير سعادت ، نام جزاير كانايرى در مآخذ قديم عربى . يونانيان معتقد بودند كه « الوسيون » در اين جزاير قرار دارد . « مصاحب ، ج يك » ( 184 )

- فلك الداير -

كتابى است از ابن ابى الحديد كه در انتقاد و اعتراض بر « المثل الساير » نوشته است . ( 185 )

- مثل الساير -

كتابى است در ادبيات از ابن اثير ( متوفى 638 ق . ) . ( 186 )

- بهارلو -

نام يكى از طوايف ترك در ايران . نام بهارلو ظاهرا مرتبط با شهر بهار شهرستان همدان است . سليمانشاه ايوائى ظاهرا در قلعه بهار مقر داشت و بعدا به علت نامعلومى به بغداد رفت و سلسله قراقويونلو از طايفه بهارلو بودند . بقاياى بهارلو در ايران جنوبى متفرقند . از جمله ايل بهارلو ( 8000 خانوار ) از ايلات خمسه فارس مىباشد . « مصاحب ، ج يك » ( 187 )

- قلعه تبر -

بر سه فرسنگى شيراز است بر طرف جنوب مايل به مشرق بر كوهى كه با هيچ كوه پيوسته نيست و بر آن‌جا چشمه مختصرى است و در پاى آن قلعه چشمه ديگرى هست و در حوالى آن قلعه يك روزه راه آبادانى و علق چهارپاى نيست و بدين‌سبب آن را محصور نمىتوان كرد . هوايش به گرمى مايل است . « نزهت القلوب » ( 188 )

- ملوك شبانكاره -

يا « اتابكان شبانكاره طايفه‌اى از كردان ناحيه تاريخى از ولايت فارس كه مركزش « ايگ » يا « ايج » بوده . كردان شبانكاره در اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم ق . شامل پنج شعبه مهم بوده‌اند : اسماعيليان ، رامائيان ، كرزوبيان ، مسعوديان و اشكانيان . اين اكراد سلسله نسب خود را به اردشير بابكان مىرسانيده‌اند و در دوره بعد از اسلام از اواخر عهد آل بويه كسب قدرت كردند . در سال 756 ق . به دست آل مظفر منقرض گرديدند . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »