خطى مجهول ديدم در مدينه * بدانستم كه آن خط آشنا نيست
چو خاقانى نداند كاين چه سر است * جواب اين سخن دادن روا نيست
به جان پادشا سوگند خورده * كه نزد پادشا جز پادشا نيست
اما اشعار تحفة العراقين كه دال بر مغايرت ركنين است اين است :
بينى حجرش بلال كردار * بيرون سيه و درون پر انوار
آن سنگ زر خلاصه دين * بر چهرهء كعبه خال مشكين
نور است در آن سواد پنهان * چون در ظلمات آب حيوان
يا در خم طره جبهه حور * يا در حدقه حديقهء نور
يا سر نبى ميانهء حرف * يا در شب تيره صورت برف
آن هندوى بكر سالخورده * بر خلق خداش وقف كرده
خلقان همه در برش گرفته * بوسيده ولى كسش نسفته
او را سه برادر اتفاقى * شامى و يمانى و عراقى
زانكه ز مادران بزادند * هر چار به خدمت ايستادند
تا روز قيام هم بدينسان * قايم بينى به امر يزدان
از سنگ سيه چو بازگردى * زى زمزم راه درنوردى
از اين ابيات معلوم مىشود كه ركن حجر الاسود غير ركن عراقى است و آن را سه برادر اتفاقى است نه اختلافى . چنان كه محمد غزالى كه از ائمه اهل جماعت است در كتاب « احياء العلوم » 194 در عبادات در كتاب رابع در اسرار حج مىگويد :
« الثالث ان يقول قبل محاذات الحجر بل فى ابتداء الطواف بسم الله و الله اكبر الى اخرها و يطوف فاول ما يجاوز الحجر ينتهى الى باب البيت فيقول و اللهم هذا البيت بيتك الى اخرها ثم يسبح الله تعالى و يحمده حتى يبلغ الركن العراقى فعندها يقول اللهم انى اعوذبك من الشرك الى اخرها فاذا بلغ الميزاب قال اللهم اظلنا تحت عرشك الى اخرها فاذا بلغ الركن الشامى قال اللهم اجعله حجا مبرورا فاذا بلغ الركن اليمانى يقول اللهم انى اعوذبك من الكفر الى اخرها »
و در اين عبارت از غزالى تصريح است به اينكه ابتداى طواف از ركن حجر است و به باب بيت كه رسيدى اين دعا را بخوان و به ركن عراقى كه رسيدى اين دعا را بخوان . پس واضح شد كه بهزعم ايشان ركن عراقى سواى ركنى است كه حجر در آن منصوب است و شريرى در شرح « مقالات حريرى » 195 در مقامهء سى و يكم كه معروف است به « مقامهء رمليه » ، مىفرمايد :
« و اما البيت المكرم فهو قريب من التربيع له اربعة اركان ركن ينظر الى الشرق و فيه الحجر الاسود و منه ابتداء الطواف يبعد الطائف عنه قليلا و البيت عن يساره ثم يلقى بعد ذلك فى طوافه الركن العراقى و هو ناظر الى الشمال ثم الركن الشامى و هو ناظر الى الغرب ثم الركن اليمانى و هو ناظر الى الجنوب ثم يعود الى ركن حجر الاسود . »