تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
القصه ، الكلام يجر الكلام ، از فوايد علمى خاتمه كتاب خالى نماند و تا اين زمان كه سنه يك هزار و دويست و نود و چهار هجرى است اين مسئله اركان بر اركان علماى فريقين مجهول بود الحمد الله كه به دستيارى بنده ذليل العبد العاصى فرهاد بن وليعهد طاب ثراه و جعل الجنة مثواه معلوم شد . و السلام خير ختام .

« فايدهء [ ثانى ] »

در صفحه يك صد و هفتاد و شش « 1 » كه تفصيل فخّ ذكر شده است « ابو الفداء » در تاريخ خود كه در مصر چاپ كرده‌اند خلافا للمورخين اين مقدمه را در زمان هادى عباسى كه ذكر كرده است مىنويسد كه در « وج » اتفاق افتاده است و در قاموس مىگويد : « وج اسم وادى [ اى ] است در طايف . و صاحب قاموس تفصيلى و حديثى بيان مىكند . در تواريخ ديگر و احاديث اهل بيت اين فقرهء شهداء در فخ مسطور است و آن موضع در مكه هم چندان معروف نبود كه همه‌كس فخ را بشناسد . شريف عبد المحسن در مدينه منوره مىگفت كه : « مقبره شهداى فخ را در مكه معظمه از مشايخ براى شما معين مىكنم كه شما به زيارت آنجا مشرف شويد . » و اغلب اسامى جبال و اوديه كه در قاموس مسطور است و در تاريخ مكه مذكور است از اعراب و رؤساى عسكر كه قراول بودند مىپرسيدم هيچ نمىدانستند بلكه نشنيده بودند . و السلام و الاكرام فى شهر ذى قعده سنه يك هزار و دويست و نود و چهار .
هامش
( 1 ) منظور صفحه متن اصلى كتاب است .