آن جهت نيز يمانى و شامى مىتوان گفت كه هركه در مستجار بايستد كه پشت كعبه است و براى دعا كردن خود را به مستجار ملصق كند ركن يمانى در يمين او و ركن شامى در يسار او اتفاق مىافتد . شامى به معنى شمالى است و از آنجهت يمانى و شامى گفتهاند ، هذا ماسخ بخاطرى « 1 » .
اينكه علامه طاب ثراه در تذكره مرقوم داشته « و الركن الاسود فى الجنوب الشرق » اگر ركن اسود همان ركن عراقى باشد چگونه به طرف عراق خواهد بود كه قبلهء اهل عراق باشد ؟ حال آنكه عراق عرب نسبت به مكه در طرف شمال و مشرق واقع است .
در تعيين درجات اطوال در اين زمان كه علم رياضى و هندسه تكميل شده و آلات و ادوات كامل بروز و ظهور يافته البته قول فرنگيان « 2 » صحيحتر است خاصه رصدخانه گرينيچ كه الف الف خرج آن رصدخانه شده است . و جزاير خالدات كه مىگويند در دريا منغمر شده است در زمان قديم كى آنجا رفته ؟ همينقدر شنيدهاند كه آخر آبادى در طرف مغرب آن جزاير است [ و ] آنجا را مبدء طول قرار دادهاند .
در درجات اطوال در زيجات و اسطرلاب هم اختلاف كثير است . چنان كه وقتى ما از روى عرض و طول زيجات خواستيم نقشه بلاد ايران را معين كنيم پس از آنكه معلوم كرديم ، معلوم شد كه چهقدر تفاوت در عدد فراسخ ما بين اين بلاد واقع شده است كه در خارج آنطور نيست .
در همين فقره ، طول دمشق و بغداد [ را ] كه نوشتيم از روى اسطرلاب ده درجه تفاوت دارد و به حساب فرسخ ما بين بغداد و دمشق بايد تقريبا دويست و ده فرسخ به خط مستقيم باشد . حال آنكه در نقشههاى صحيح اين زمان كه همه رفتهاند و ديدهاند و سنجيدهاند تقريبا زياده از يك صد و شصت فرسخ به خط مستقيم نيست . در مكه و مدينه كه محل اعتناد قبله و زيارتگاه اسلاميان است طول مكه معظمه را « عزى » هفتاد و هفت درجه و ده دقيقه معلوم كردهاند و طول مدينه منوره را « عه ك » هفتاد و پنج درجه و بيست دقيقه معين كردهاند كه « ب ى » دو درجه و ده دقيقه تفاوت دارد [ با اين محاسبه ] بايد مدينهء منوره تقريبا در شمال مغرب مكهء معظمه باشد حال آنكه طول مدينهء منوره را كه معين كردهاند در گرينيچ « لط نه » سى و نه درجه و پنجاه و پنج دقيقه است كه با طول مكهء معظمه [ يه ] پانزده دقيقه تفاوت دارد كه فى الحقيقه مدينهء منوره در شمال واقعى كه مكهء معظمه است [ و ] به قدر پانزده دقيقه تفاوت دارد . و اينكه خواجه عليه الرحمه نوشته است هر بلدى كه طول آن كمتر از طول مكهء معظمه است خواه در عرض مساوى باشد يا مختلف مكهء معظمه مشرق آن بلد است و هر بلدى كه طول آن زياده از مكه باشد خواه مساوى باشد در عرض خواه مختلف ، مكه مغربى آن بلد است . مراد آن است كه مكه در جهت شرق و غرب آن بلد واقع خواهد بود ، منظور كليه جهت شرق و غرب است نه آنكه منظور خواجه نقطهء شرق و غرب اعتدالين باشد مگر آنكه بلد مفروض در عرض با مكه معظمه مطابق باشد .
هامش
( 1 ) آنچه به خاطرم جارى شد .
( 2 ) متن : فرنگان .