تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
القصه ، شش ساعت به غروب مانده جناب ناصر الملك و اعيان شهر آمده از شهر رشت روانه شديم . اين طرف پل حاجى محمد باقر ، حاجى بهاء الملك و اعيان شهر را وداع كرده مرخص شدند . ناصر الملك تا خلعت‌پوشان آمدند و از آن وداع كرده ايشان هم برگشتند . كالسكه را تا كهدم آورديم . در يمين و يسار راه درخت‌هاى شكوفه آلوچه جنگلى و شفتالو و سيب خيلى باصفا بود . جنگل‌هاى گيلان تا اواسط جوزا هميشه شكوفه است . بعد از آنكه سيب و شفتالو و كويج تمام شد شكوفه به است و پس از آن انار است و بعد نوبت گل ابريشم است كه دو ماه امتداد دارد و بنفشه سفيد و بنفش در كنار را بىحساب بود . نيم ساعت به غروب مانده وارد چاپارخانهء كهدم شدم .

روز شنبه سيزدهم شهر ربيع الاول :

از چاپارخانه كهدم تا پاى سفيدكتله با كالسكه آمديم . سفيدكتله كه اول گردنه و كوهسار است متصل به سفيدرود است كه سفيدرود از پهلوى او مىگذرد . از كهدم تا چاپارخانهء رستم‌آباد همه‌جا كوه ، طرف يمين است كه اغلب جاها بايد از دامنهء كوه گذشت و همه‌جا طرف يمين جنگل و كوهسار و طرف يسار سفيدرود است . اين اوقات ، وقت طغيان سفيدرود است . اغلب جاها ميان دو كوه مالامال از آب بود ، خيلى باصفا بود . از پل حاجى محمد باقر تا كاروانسراى امام‌زاده هاشم سى هزار و هشتصد و بيست ذرع است و از كاروانسرا تا سفيدكتله سه هزار و سيصد و هفتاد و پنج ذرع است . كتله به زبان گيلانى محركه محرف كوتل تركى است . چون خاك آن سفيد است لهذا سفيدكتله گفته‌اند . تا راهدار نقل‌بر جنگل طرفين راه انبوه با شكوه و اشجار قوى و بلند است . از آن پس رفته‌رفته تنگ و كوتاه مىشود كه نسبت به طرف رشت اين طرف حكم عراق را دارد . در رستم‌آباد زراعت گندم و جو زياد مىشود و از راهدارخانهء نقل‌بر تا چاپارخانهء رستم‌آباد يك فرسخ است .

روز يكشنبه چهاردهم شهر ربيع الاول :

از چاپارخانهء رستم‌آباد و منجيل آمديم . پل منجيل كه وقت رفتن دو چشمه او خراب بود طاق يك چشمهء او تمام شده بود و يك چشمهء ديگر را هم استاد اكبر معمار گفت كه در اوايل جمادى الاولى تمام مىشود . مىگفت : « روزى سه چهار ساعت زيادتر باد فرصت نمىدهد كه كار بكنيم . » چون بعدازظهر بود باد شمال برخواسته بود و با جريان آب تصادم داشت كه قطرات آب مثل باران از چشمه‌ها بالا مىآمد . وقت رفتن چون صبح بود صدمهء باد را نداشتيم ولى ديدن اين باد كه ثانى باد عاد است لازم بود . هرگز چنين باد را در هيچ‌جا نديده بودم . چنان دانستم چون طرفين پل كوه است مجرى و مهب ريح ، منحصر به همين تنگه است كه پل ساخته‌اند از آن جهت باد آن مكان شديد است و الا مخصوصا نبايد باد اين مكان اين‌طور عاصف و قاصف باشد . هرجا كه اين‌طور باشد باد در آن مكان سخت خواهد بود و به جهت همين باد ، تمام درخت‌هاى زيتون منجيل مايل به طرف جنوب است . عجب آن‌كه اين باد منجيل در بهار و
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 324 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا