تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كه از اين زيادتر هم باشد كه هنوز معلوم نكرده‌اند . عمق چاه آب غازيان به قدر يك ذرع است كه آب شيرين دارد .

روز شنبه ششم ربيع الاول :

سيزده فروردين‌ماه جلالى است . صبحى ، به قصر سلطانى رفتم . در اين مدت شش ماه هم خيلى خرابى رسيده است . تعمير لازم دارد . بسيار قصرى باصفا است . پنج طبقه است . ارتفاع او بيست و يك ذرع است . امروز دادم ما بين غازيان و انزلى كه مرداب داخل دريا مىشود ذرع كردند ، سيصد و شصت ذرع طول دارد . پل خوبى مىتوان ساخت . پيربازار جنوب مشرقى انزلى واقع شده و دهنهء بغاز از شمال به جنوب حقيقى است . انزلى در طرف غربى بوغاز و غازيان در طرف شرقى واقع شده است . عصرى ، سوار كرجى شده تا قريهء نور - به ضم نون و كسر واو - رفتيم كه مخفف ناوور است . « ناو » زورق كوچك را گويند و ور - به كسر واو - به معنى عبور است . به قدر يك ساعت در مرداب حركت كرديم . تا آن‌جا يك ساعت راه بود و چمن سبز خوبى داشت . در اين دو سه روز كشتىهاى بزرگ را با طناب به كرجىهاى كوچك بسته و آن كرجىها آن‌ها را مىكشيدند و از بوغاز داخل دريا مىكردند . خيلى تماشا داشت . قول ابى حازم يادم آمد كه گفته : « و لا ينبغى للاصاغر / ان يتقدمو الاكابر / الا فى ثلث مواضع / اذا خاضوا سيلا / اوساروا ليلا / او واجهوا خيلا » .

بندر انزلى - تهران ( دار الخلافه )

روز يكشنبه هفتم شهر ربيع الاول :

صبحى ، نهار را در انزلى خورده ، چهار ساعت و نيم از دسته گذشته به واپور سلطانى آمده ، چهار ساعت به غروب مانده به دهنهء رودخانهء پيربازار رسيديم كه از واپور درآمده به كرجى سوار شديم . دو ساعت و نيم به غروب مانده بالخير و العافيه وارد پيربازار شديم . نه عدد كرجى بزرگ كه احمال و اثقال داشت قطار به دنبالهء پرداخت بسته بودند و مىكشيدند . خيلى تماشا داشت . در ميان مرداب به قدر يك ساعت براى تماشاى شكار ماهى كه دام گسترده بودن معطل شديم . در يك دام به قدر يك كرجى كه پر شده بود سى چهل عدد ماهى بزرگ اسپيله بود كه بسيار ماهى بدهيئت است . در دهنهء رودخانه على اصغر تلغرافچى و عبد الحسين خان پسر عمه رشتى و پسر ميرزا عبد الوهاب مستوفى به استقبال آمدند . در پيربازار از اعيان شهر و كسبهء شهر ميرزا عبد الوهاب مستوفى ، ميرزا معصوم كارپرداز خارجه ، حاجى ميرزا نصير مشهور به حاجى حاكم و تجار و اعيان ديگر به استقبال آمده بودند .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 320 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا