كرده ، وداع كرده مراجعت كردند . مترجمان اين چند روز نوح بيك و شاه نظروف بودند .
از پسر ميرزا يوف كه در سر كارخانه است - مسمى به ملقواى و ينج - روز قبل دوخيك از هواى گاز آتشكده خواسته بودم كه در تهران به حضور مبارك اعليحضرت شاهنشاهى ببرم . از گاز پر كرده بهطور محكم دهن او را بسته قلم گذاشته بود . ساعت پنج به واپور رسانيد . در خارج كشتى امتحان كرديم . خيلى تازگى داشت . اگر در راه عيب نكند و خيك پاره نشود و درست به تهران برسد خيلى تماشا دارد .
در ساعت شش ، آقا على اكبر تاجر مازندرانى ، حاجى عبد الباقى تاجر بادكوبه و برادرش حاج عبد الغنى ، حاجى نعمت تاجر ، مشهدى عبد الباقى كلانتر پسر حاجى سليم و سايرين مرخص شده رفتند . ويس گورناطور مىخواست مشهدى عبد الباقى را كه روسى مىدانست « 1 » تا انزلى همراه ما روانه كند ، راضى نشدم . از پخلنيك بلوك ، مسمى به « خريسته فورانطونوف » شكل آسياى بادى مرزه را خواسته بودم . بهطور خوب كشيده و پرداخته بود ، به كشتى آورد . اگر از روى [ آن ] در تهران بسازند خيلى نافع است .
گفتم : « اگر در تهران ساخته شود به اسم تو يادگار خواهد بود . »
بادكوبه - بندر انزلى
روز سهشنبه دوم ربيع الاول :
شب سهشنبه در ساعت نه كه تقريبا سه ساعت از نصف گذشته بود واپور لنگرگاه بادكوبه حركت كرد . هو الحمد الله تعالى خوب است . دو ساعت از دسته گذشته از نزديكى جزيرهء كوچك بوراكى گذشتيم كه به قدر كوه دوشانتپه تهران و قدرى زيادتر است . بوراكى در لغت روسى به معنى چغندر است . چون آن كوهپاره به تركيب چعندر است ، به اين اسم مىنامند .
بادكوبهاىها [ آن كوه را ] كوچكريزه مىگويند . به مسافت قليلى يك كورهپارهء ديگر است كه او را بيوكريزه مىگويند . دور نيست كه زيره مخفف جزيره باشد .
چهار ساعت از دسته گذشته به لنگرگاه ساليان رسيديم . شش هفت ورس مانده به ساليان رنگ آب دريا از دخول رودخانه كر به دريا ، گلآلود بود و مزهاش هم تفاوت داشت . پس از آنكه گذشتيم باز رنگ دريا به رنگ اصلى خود بود . اسم كپيتان لينفولس است . بيست و هشت سال [ است ] كه در دريا خدمت مىكند . مىگفت : « دو مرتبه در دور كرهء ارض با خانم خودم حركت كردهام . »
مدتى هم در قطعهء ينگى دنياى شمالى كه متعلق به دولت روس است خدمت كرده . اين واپور با واپورى كه وقت رفتن سوار شديم كه براتنسكى مىگويند در هيچچيز تفاوت ندارد .
هامش
( 1 ) متن : مىداند .