هم حاضر نباشد ضرر ندارد . آن رئيس بايد نماز بخواند . قبر او را خيلى گود مىكنند كه جانور به هيچ وجه مرده را نتواند درآورد . زنهايشان اگر از شوهر ناراضى باشند كه نفقه و كسوه ندهد يا اذيت و آزار كند نزد قاضى رفته شكايت كنند ، به حكم قاضى طلاق است و آن مرد ديگر اختيار ندارد زن ديگر بگيرد . در مذهب خود خيلى سخت هستند . آنهايى كه متابعت يهود را دارند ختنه هم مىكنند . قريهء مرزه دويست و سى خانوار است و طايفهء مالاغان در اين صفحات بسيار است .
القصه يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم .
روز جمعه بيست و هفتم شهر صفر :
يك ساعت از روز گذشته از چاپارخانهء جنگى راه افتاديم . شش ورس آنطرف چاپارخانهء لغتنامه خاك شماخى تمام شد . نعمت الله بيك مرخص شد . از آجىدره تا لغتنامه را محال قبرستان مىگويند ، لفظ بامسمى است . اسم حد طرفين هم مناسب است . در تابستان از بدى آب و خشكى زمين و گرمى هوا به مترددين خيلى بد مىگذرد .
در سرحد ، خريسته فورانطونوف پخلنيك بلوك با اسكندر بيك رييس سواران را ، بادكوبه و قبه و ساليان با ريشسفيدان بلوك آنجا حاضر بودند . در يك ورسى چاپارخانهء سراى چاه آبى است مسمى به چاه غيب الله . خيلى آب خوب دارد . سه ورس به شهر مانده بيگلر بيگى شهر با ساير اعيان حاضر بودند . در دار الحكومه ، در منزل گورناطور بادكوبه استاراسيل اسكى منزل كرديم . مشاراليه از تفليس تلغراف كرده بود كه در خانهء من منزل بشود و خانه و مبل به همانطور در اندرون و بيرون حاضر كنند . سه ساعت به غروب مانده وارد شديم . نوح بيك مترجم مشاراليه كه به نوح حسين بيكزاده معروف است و ملك نظر بيك - كه به شاه نظروف معروف است - رئيس سواران قزاق بادكوبه از جانب او بودند .
بعد از ورود بروكنويس گورناطور يعنى معاون گورناطور با تالقرين بوت بولكنيك كه رئيس ژاندارم است به ديدن آمدند . بروكن را وقت رفتن ديده بودم . تالقرين دو سه ماه است آمده است ، مأمور باطنى است كه در هر ولايت دارند . همهجا جاسوس دارد كه كى حرف دولت مىزند يا فسادى در كار دولت دارد ، او را گرفته به اندازهء كارش تأديب كنند . بروكن او را معرفى كرد . مشاراليه گفت : « آن سيدى كه در شماخى بىادبى كرده بود من گرفته بودم ، به خواهش شما او را بخشيدم ، بهجز خواهش شما مشكل بود كه بخشيده شود . »
گفتم : « جناب پرنس مخرانسكى هم در تفليس گفتند . خيلى راضى شدم كه به حرف من بخشيده شد . » بوتبولكنيك يعنى زير بولكنيك كه هنوز به آن منصب نرسيده است . بعد بروكن علماء و تجار را جمع كرده آورده معرفى كرد كه به مباركباد آمده بودند . همگى رضامندى داشتند كه : « امسال جمعى از اهل بادكوبه به زيارت مشرف شده بودند ، همه از شما رضامندى داشتند . از تشكر آنها بر ما لازم شد كه شكر محبتهاى شما را بكنيم . »