تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
« سيف الله بيك » است كه تركى خوب مىداند و خوب ترجمه مىكند . همان‌طور كه وقت رفتن مشاراليه ما را به پخل‌نيك آق‌داش تسليم كرد ، امروز هم در همان مكان او به پخل‌نيك گوگ‌چاى تسليم نمود . دو ورس از چاپارخانهء آق‌داش گذشته از رودخانهء توريان‌چاى گذشتيم . الحمد الله به سلامت رفتيم . در بلوك برگشاط كه اين همه دهات بزرگ است هيچ‌جا حمام نبود كه شب عيد نوروز استحمامى به عمل آيد .

روز دوشنبه بيست و سيم شهر صفر المظفر :

- امروز تحويل شمس به حمل است - : كه عيد نوروز است . به افق تهران سه ساعت و پانزده دقيقه و پنجاه و يك ثانيه از روز گذشته تحويل شده است . به‌حسب تفاوت طول ، اين‌جا كه تقريبا سه درجه تفاوت با تهران دارد بايد بيست و هفت دقيقه از روز گذشته بشود . اوّل سال سچقان‌ئيل 170 تركى است كه اول سال دوره دوازده‌گانهء تركان است . امروز در گوگ‌چاى اوتراق كرديم كه مال‌هاى فورغون خيلى مفلوك شده بودند . از اسباب تحويل هيچ حاضر نبود . دعاى ماثور را خواندم كه مأجور باشم ، « اللهم ان هذه سنة جديدة و انت ملك قديم اسئلك خيرها و خير ما فيها و اعوذ بك من شرها و شر ما فيها و استكفيك مؤنتها و شغلها يا ذالجلال و الأكرام » و از قرآن كريم و فرقان ملك قديم قدرى خواندم كه رخشندهء روح است و بخشندهء فتوح ، كه خداوند رحيم به حرمت اين كلام عظيم ، عواقب امور اين بنده را خير كند و در آخر عمر ، عليل و ذليل و محتاج و ضئيل نشوم ، به حق محمد و آله الاطهار . بعد از نهار چون پخل‌نيك شنيده بود عيد ما است به تبريك آمده بود . قدرى در خيابان گوگ‌چاى گشتم . آقا بيك پسر مهدى بيك برگشاطى را معرفى كرد و كوچه [ اى ] كه اسم مرا خواهند گذاشت نشان داد و گفت : « نقشهء گوگ‌چاى را دو ماه ديگر براى شما مىفرستم . » در اين پنج ماه هم خيلى جا ساخته‌اند . در عرض راه همه‌جا بنفشه بسيار بود ولى بنفشه گوگ‌چاى از جاهاى ديگر بيشتر و رنگش بنفش‌تر است . در گوگ‌چاى قرقاول و دراج هردو فراوان است ، « فيه دراج و بط و دجاحات و ديك » . جناب استاراسيل اسكى از تفليس تلغراف مباركباد عيد نوروز زده بود و احوال‌پرسى كرده بود كه : « در راه به شما صدمه نخورده است . به خودتان و فاميل خوش گذشته است . » من هم در جواب اظهار مهربانى كردم كه : « كسان شما و نايب‌هاى شما همه از اخلاق شما و قاعده‌دانى شما كسب كرده‌اند و كمال رضامندى را از هرجهت دارم . »

روز سه‌شنبه بيست و چهارم شهر صفر :

از گوگ‌چاى روانه شده به آق‌سو آمديم . سه ساعت و نيم به غروب مانده وارد منزل شديم . در عرض راه چيزى كه تفاوت كرده بود از گوگ‌چاى تا آق‌سو را در اين مدت قليل شوسه كرده به اهالى بلوكات قسمت كرده در عرض بيست روز به انجام رسانيده‌اند .